انتخاب رشته واقع بینانه(بخش دوم)

سوال این بود که اگر با توجه به برتری ظاهری رشته ها و دانشگاه ها انتخاب رشته کنیم یا بخواهیم به قیمتی به دانشگاه برویم، چه پیامدهایی در انتظار ما خواهد بود؟

جواب این سوال با نگاهی به نتایج تحصیلی دانشجویان در دانشگاه، آمار افراد تغییر رشته ای در مقطع کارشناسی ارشد و اشتغال فارغ التحصیلان در مشاغل غیر مرتبط با رشته تحصیلی پیدا می شود. چه بسیار افرادی که رشته ای را بدون توجه به علاقه و توانایی خود انتخاب می کنند و پس از چندی یا نمی توانند مطالب آن رشته را به خوبی فرا بگیرند یا به دلیل عدم علاقه به موضوعات آن رشته تلاش کافی برای یادگیری ندارند و نتیجه هر دو حالت افت تحصیلی، کسب نمرات ضعیف و در حالت وخیم تر مشروطی و یا اخراج از دانشگاه است. افرادی هم که با این وضعیت فارغ التحصیل شوند، در کار و حرفه خود توانایی پایینی دارند و موفقیت شغلی آنها بعید به نظر می رسد.

البته امکان دارد توانایی این افراد بالا باشد و بتوانند تحصیلات خود را موفقیت به پایان برسانند اما به دلیل عدم علاقه در مقطع کارشناسی ارشد اقدام به تغییر رشته می کنند یا در مشاغل غیر مرتبط با رشته تحصیلی خود مشغول به کار می شوند. نگاهی به آمار افراد تغییر رشته ای در دانشگاه های بزرگی چون صنعتی شریف و صنعتی اصفهان و رشته های پر طرفداری مانند برق و مکانیک موید این مطلب است. نگارنده حداقل 10 نفر از اساتید و 20 نفر از فارغ التحصیلان برتر دانشگاهی را در شهر اصفهان می شناسد که در مقاطع تکمیلی تغییر رشته داده اند.

پس چاره چیست؟ چگونه باید انتخاب رشته کرد؟ چه ملاک هایی را باید مد نظر قرار داد؟

پاسخ ما به این پرسش این است که باید ملاک هایی را در انتخاب اولویت داد که از پایداری بیشتری برخوردار هستند و ملاک هایی را که ناپایدار هستند و تغییر پذیرند کنار گذاشت.

ملاک های ناپایدار در انتخاب رشته شامل: تجارب منفی خود و اطرافیان، جو اجتماعی و آروزهای غیر واقعی هستند. تجارب منفی مثل این که پسرخاله فلانی مهندسی مواد خوانده ولی الان بیکار است. جو اجتماعی مثل این که رشته حقوق بهترین رشته علوم انسانی است و آرزوی غیر واقعی مثل این که فردی که استعداد کلامی پایینی دارد بخواهد وکیل شود.

ملاک های پایدار شامل استعداد و رغبت است. فردی که در کاری استعداد و توانایی بالایی داشته باشد، می تواند در آن کار به خوبی پیشرفت کند و به اوج برسد و کسی که به کاری رغبت و علاقه داشته باشد، برای آن تلاش می کند و از انجام آن لذت می برد. حال اگر استعداد و رغبت با هم جمع شوند احتمال موفقیت فرد بسیار افزایش خواهد یافت. ممکن است سوال شود آیا ملاک انتخاب فقط این دو عامل است؟ باید گفت نه. فرد باید ابتدا به شناختن استعدادها و رغبتهای خود اقدام کند که در این راه کمک گرفتن از یک مشاور مجرب بسیار کمک کننده خواهد بود. سپس رشته ها و شغلهایی را که با این استعدادها و رغبتها تناسب دارند، شناسایی کند. در این حالت معمولا مجموعه ای از رشته ها مشخص می شوند. سپس فرد باید با توجه به نظام ارزشی خود اقدام به اولویت بندی رشته شهرها کند. نظام ارزشی فرد مجموعه عواملی است که برای فرد در انتخاب رشته و محل تحصیل و شرایط شغلی مهم است و توسط خود فرد تعیین می شود.

داوطلبی که به این سبک انتخاب رشته می کند تا حد زیادی مطمئن خواهد بود، در صورت رعایت نکات لازم برای گذراندن تحصیل، آینده موفقی از نظر شغلی و تحصیلی خواهد داشت.

انشاءالله در بخش پایانی به شناخت انواع استعدادها و رغبتها و جایگاه رتبه در انتخاب رشته خواهیم پرداخت.