انتخاب رشته واقع بینانه (بخش پایانی)

صحبت به این جا رسید که برای انتخاب رشته بهتر است بر اساس ملاکهای پایدار استعداد و رغبت عمل کرد. نظریات قدیمی هوش بر عامل ضریب هوشی یا همان IQ تاکید دارند. نظریات پیشرفته تر دو استعداد عملی و کلامی را معرفی می کنند. در نظریات جدید انواع مختلفی از استعداد معرفی شده است. یکی از این نظریات، نظریه گاردنر است که هشت استعداد مختلف را برای انسان معرفی می کند. این هشت استعداد عبارتند از:

  1. استعداد کلامی(زبانی): مربوط به توانایی استفاده از کلمات و جملات برای رساندن مفاهیم
  2. استعداد منطقی- ریاضی: مربوط به توانایی فهم و حل موضوعات منطقی و ریاضی
  3. استعداد تجسم فضایی(تصویری): مربوط به توانایی تجسم اشکال فضایی، مکانها و تصاویر
  4. استعداد موسیقیایی: مربوط به توانایی تشخیص آواها و نت ها و طراحی و اجرای ریتم
  5. استعداد حرکتی- جسمانی(بدنی): مربوط به توانایی استفاده هماهنگ از اعضای بدن به منظور اجرای کارها
  6. استعداد طبیعت گرا: مربوط به توانایی شناخت، پرورش و استفاده از گیاهان، حیوانات و طبیعت
  7. استعداد بین فردی: مربوط به توانایی درک افراد و ایجاد روابط سازنده با دیگران
  8. استعداد درون فردی: مربوط به توانایی شناخت و درک احساسات، افکار و حالات درونی خود

 هر فرد دارای همه این استعدادها ولی با درجات متفاوت است. باید استعدادهای غالب را پیدا کرد و رشته هایی را که با این       استعدادها متناسب است، شناسایی کرد.

در رابطه با شناخت رغبتها یکی از نظریات راهگشا نظریه هالند است که انسانها را بر اساس رغبتهایشان در شش تیپ تقسیم می کند:

  1. تیپ اجتماعی: افرادی که علاقمند به محیطهای شغلی در ارتباط با افراد هستند تا به آنها کمک کنند یا به ایشان آموزش دهند.
  2. تیپ هنری: افرادی که خلاق هستند و به محیطهای آزاد برای ارائه کار هنری خود نیاز دارند.
  3. تیپ جستجوگر: افرادی که به دنبال چرایی اتفاقات هستند و اصل برای آنها دلایل علمی است.
  4. تیپ واقع گرا: افرادی که اهل کارهای فنی و علاقمند به کار با اشیا هستند.
  5. تیپ قراردادی: افراد با ساختار و قاعده مند هستند و به خوبی از پس کارهای روتین و نظام مند برمی آیند.
  6. تیپ تهوری: افرادی که اهل ریسک کردن هستند؛ اعتماد به نفس بالایی دارند و به خوبی از پس رهبری جمع بر می آیند.

باز هم مانند موضوع استعداد، هر فرد دارای رغبت های متفاوت است که باید رغبت های غالب خود را بشناسد و ببیند که کدام رشته با تیپ وی همخوانی بیشتری دارد.

برای شناخت استعداد و رغبت رجوع به یک مشاور متبحر بسیار کمک کننده خواهد بود تا با استفاده از آزمونهای استاندارد و مصاحبه تشخیصی فرد را در این امر یاری کند.

با شناخت استعداد و تیپ شخصیتی(رغبت) و تعیین نظام ارزشی می توان رشته شهرهای مناسب را اولویت بندی کرد. سپس باید کف انتخاب رشته برای هر فرد توسط خود وی تعیین شود. کف انتخاب به این معنی است که فرد تا کدام رشته شهر حاضر است به دانشگاه برود و بعد از آن تصمیم ندارد امسال به دانشگاه رفته و راه دیگری در پیش خواهد گرفت. در این مرحله است که رتبه داوطلب نقش خود را نشان خواهد داد. در صورتی که با توجه به کف انتخاب تعداد رشته شهرهای انتخابی فرد از 150 گزینه بیشتر شود، فرد باید با توجه به رتبه خود اقدام به حذف رشته شهرهایی کند که احتمال قبولی در آنها پایین است و رشته شهرهای با اولویت کمتر ولی با احتمال قبولی بیشتر را وارد لیست کند.

با این روش هم انتخاب واقع بینانه خواهد بود و ان شاءالله پیامدهای منفی کمتری خواهد داشت و هم احتمال قبولی داوطلب به صورت معقولی لحاظ شده است.

به امید یک انتخاب خوب