افسردگی پس از زایمان (Postnatal depression)چیست و علایم آن کدام است

 

افسردگی پس از زایمان (Postnatal depression) نامی است که به نوعی افسردگی که در برخی موارد پس از وضع حمل زنان را مبتلا می نماید اطلاق می شود. حدود یک زن از هر 10 زن این افسردگی را تجربه می نمایند. این اختلال معمولا در خلال یک ماهه نخست پس از وضع حمل آغاز می شود اما حتی  می تواند تا 6 ماه بعد نیز ظهورش به تعویق افتد.

افسردگی پس از وضع حمل بسیار معمول است و چیزی بین ده تا پانزده زن از هر صد زنی که وضع حمل می کنند این وضعیت را تجربه می کنند. رقم واقعی ممکن است از همین هم بیشتر باشد چه اینکه زنان زیادی که از این وضعیت رنج می برند اما نه تقاضای کمک می کنند و نه اینکه درباره احساساتشان با کسی صحبت می کنند.

در بعضی موارد افسردگی پس اززایمان کاملا کوتاه مدت است اما در موارد دیگر در صورت عدم مداخلات درمانی ممکن است ماه ها یا حتی سال ها با طول انجامد.  افسردگی پسازایمانی نباید با موارد خفیف افسردگی که بسیاری از زنان پس از تولد نوزاد تجربه می نمایند یا اختلال جدی تر اما کمتر شایع روان پریشی زایمان که گاهی اوقات در هفته  های نخست تولد کودک رخ می دهد اشتباه شود.

پذیرش داشتن احساس افسردگی مسئله مهمی است ،تا نپذیرید برای  دریافت کمک اقدام نخواهید کرد. برخی مادران بر این باورند که درماندگی آنها ناشی از بی کفایتی خود آنها در مقام یک مادر یا شخص است و در نتیجه بیان احساساتشان برای دیگر اشخاص اکراه آمیز است . آنها درک نمی کنند که به افسردگی پسازایمانی مبتلا شده اند و به درمان و حمایت نیاز دارند. نشانه های افسردگی پسازایمانی از شخصی تا شخص دیگر متفاوت است و حتی در یک شخص در زمان های مختلف می تواند چهره های مختلفی به خود بگیرد.

روی هم رفته شما ممکن است برخی حالات زیر را تجربه نمایید. به عنوان مثال شما ممکن است احساس کنید:

• ناشادی، خلق پایین یا غمگینی  در اغلب اوقات یا احساس گناه یا ناامیدی.

• تحریک پذیری یا خشم بدون . . .

ویژگی‌های اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اولین بار در سال 1801 فیلیپ پینل این اختلال را تشخیص داد. در این اختلال فرد در حالی که تفکر منطقی خود را حفظ می‌کند، رفتارهای تکانشی و حتی اخلال گر نشان می‌دهد. افراد مبتلا به این اختلال در جامعه خرابی به بار می‌آورند و به همین دلیل پژوهش‌های زیادی در مورد آنها انجام شده است و همه‌ی آنها در فقدان نگرانی از درست یا غلط مشترک هستند.

شیوع

میزان شیوع آن در ایالات متحده 5/4 درصد در مردان بزرگسال و 8/0 درصد در زنان بزرگسال برآورد شده است( رابینز و رگیر، 1991).برآورد شده است که تعداد افراد زندانی مبتلا به این اختلال 40 تا 75 درصد است(هیر، 1993، ویدگر و کوربیت، 1995).

ویژگی‌های تشخیصی

پرداختن مکرر به رفتارهایی که زمینه‌ی بازداشت را فراهم کرده‌اند
فریبکاری، مانند دروغ گفتن، استفاده از هویت‌های کاذب یا کلاهبرداری از دیگران برای منفعت شخصی یا لذت
تحریک پذیری و پرخاشگری مانند دعواها یا حملات مکرر
بی‌توجهی بی باکانه به امنیت خود و دیگران
تکانشگری یا ناتوانی در برنامه ریزی کردن از پیش
بی مسئولیتی مستمر مانند ناتوانی مکرر در حفظ شغل یا پرداختن تعهدات مالی
عدم ندامت مانند بی‌تفاوت بودن نسبت به رفتار آزار دهنده یا ریاکارانه ی خویش یا توجیه کردن آن

این تشخیص برای افراد بزرگسالی مقرر می شود که هنگام کودکی شواهدی از اختلال سلوک نشان داده اند و از 15 سالگی الگوی فراگیر بی احترامی به حقوق دیگران و نقض کردن حقوق آنها داشته اند.

صفت سبک زندگی ضد اجتماعی بر محور تکانشگری می‌چرخد، خصوصیتی که می تواند به رفتارهایی منجر شود که در سبک زندگی نااستوار، بزهکاری نوجوانی، مشکلات رفتاری زود هنگام، نداشتن هدف‌های واقع بینانه‌ی بلند مدت و نیاز به تحریک مستمر جلوه‌گر می‌شوند.

مانند همه‌ی موارد اختلال‌های شخصیت، ویژگی‌های مشکل آفرین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی بادوام هستند یعنی مشکلات در کودکی آغاز می‌شوند و تا بزرگسالی ادامه می‌یابند.گرچه درباره‌ی عوامل آماده ساز اختلال شخصیت . . .

در این اختلال نشانه های مشخص پس از یک رویداد آسیب زای روانی که به طور معمول فراتر از طاقت و تحمل فرد معمولی است ظاهر می شوند. عوامل یادآوری آسیب، خواه در افکار خود فرد باشند یا در محیط، ناراحتی روانی یا جسمانی شدیدی را برمی انگیزند. حتی سالگرد این رویداد می تواند آشفتگی روانی و جسمانی شدیدی را تحریک کند. این نشانه ها به قدری عذاب آورند که افراد مبتلا به این اختلال برای اجتناب از هر چیزی که آنها را به یاد آسیب می اندازد از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند. رویدادهایی که معمولاً امکان دارد به این اختلال ختم شوند عبارتند از: سوانح جدی نظیر تصادف با اتومبیل، آتش سوزی، سوانح هواپیمایی، تجاوز جنسی، جنگ و خشونت های بدنی و خاطرات پس از جنگ(راو،1987، آزاد، 1372). هر سال تعدادی از کودکان نیز دچار این اختلال می شوند، به طوری که نشانه ها از قرار گرفتن آنها در معرض انواع گوناگون آسیب ایجاد می شوند که خیلی از آنها در خانه یا نزدیک آن روی می دهند.

علائم اختلال استرس پس از آسیب

نشانه های این اختلال در دو گروه جای می گیرند. گروه اول، مزاحمت ها و اجتناب نامیده می شوند، افکار مزاحم، رؤیاهای مکرر، صحنه های بازگشت به گذشته، بیش فعالی نسبت به علائم آسیب و اجتناب از افکار یا عوامل یادآوری را در بر می گیرند.

گروه دوم، به نام بیش انگیختگی و کرختی، نشانه هایی را شامل می شوند که جدایی، از دست دادن علاقه به فعالیت های روزمره، خواب آشفته، تحریک پذیری و احساس کوتاه تر شدن آینده را در بر دارند. بنابر این افکار مزاحم موجب اجتناب از یادآورهای ناراحت کننده می شوند و بیش انگیختگی به پاسخ کرختی می انجامد( تیلور و همکاران، 1998).

درمان ها

درمان دارویی

روان درمانی

درمان های رفتاری

درمان شناختی - رفتاری

برگرفته از کتاب آسیب شناسی روانی،ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن، مترجم یحیی سید محمدی،نشر روان.

بهداشت روانی، محمد علی احمدوند، انتشارات پیام نور.

 

در واژگان روان پزشکی، وسواس به عقاید، افکار، تکانه ها یا تصوراتی که تکرار شونده و با دوامند اطلاق می شود. در تمامی فرهنگ هایی که تاکنون تحقیق شده است، شایع ترین افکار وسواسی عبارت بوده اند از آلودگی، نظو و ترتیب، پرخاشگری، موضوعات جنسی و مذهبی. از سوی دیگر، اجبارها به رفتارهایی تکرار شونده، هدفمند و ارادی که در پاسخ به یک فکر وسواسی یا بر اساس قواعد خاص و به صورتی کلیشه ای انجام  می پذیرند اصلاق می گردد. اجبارها که شایع ترین آنها، شستن و وارسی کردن برای پیش گیری از بروز یک حادثه، و نیز فعالیت های تکرار شونده هستند که فرددر انجام آنها احساس اجبار و فشار می کند. افراد مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری همواره از حرکات و نیز افکاری که آنها را تحت کنترل خود در می آورند متنفرند.

علت اختلال وسواس- اجبار چیست؟

پژوهش ها حاکی از آن است که، اختلال وسواسی- اجباری تا اندازه ای از طریق وراثت منتقل می شود. به طور یقین عوامل دیگری نیز وجود دارند که در بروز این اختلال سهم دارند مثلاً بعضی از پژوهشگران معتقدند که تنبیه اشتباهات کودکان به صورتی بسیار خشن ممکن است افراد را مستعد ابتلا به تردیدهای وسواس گونه و عادت های وارسی کردن سازد.

اشکال مختلف اختلال وسواسی- اجباری

آداب تمیز کردن و ترس از آلودگی، آداب وارسی کردن و ترس های مربوط به سلامتی، آداب تکرار و اجبارهای شمارش، کندی اجبارگونه، وسواس ها و اجبارهای خرافی، آداب صرفه جویی و اندوختن و وسواس بدون اجبار.

علائم اختلال وسواسی- جبری طبق DSM-IV-TR

وجود فکر وسواسی یا عمل وسواسی که:

- در طول اختلال برای شخص، مزاحم و نامتناسب شمرده می شوند و اضطراب و ناراحتی بارز به وجود می آورند.

- افکار، تکانه ها و تصاویر ذهنی فقط نگرانی ساده در مورد مسائل زندگی واقعی نمی باشند.

- شخص واقف است که افکار، تکانه ها یا تصاویر ذهنی وسواسی حاصل ذهن خود او هستند.

اعمال وسواسی به طوری که:

- رفتارها و اعمال تکراری که شخص احساس می کند در پاسخ به افکار وسواسی یا مطابقت با اصولی که فرد ناگزیر از انجام دقیق آنها است و مجبور است آنها را انجام دهد.

- رفتارها یا اعمال ذهنی برای خنثی سازی یا پیشگیری . . .

اختلال افسردگی اساسی

اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود؛ چیزی که از آن به عنوان "سرماخوردگی روانی" یاد می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی اساسی واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه‌ای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در یک نظرسنجی که در ایران انجام شد، ۳۴ درصد شرکت‌کنندگان دچار افسردگی بوده‌اند..

علل بروز

علل زیست شناختی