اختلال افسرده خویی

همه‌ی شکل های افسردگی نشانه‌های شدیدی در بر ندارند. در برخی افراد، افسردگی غمگینی را شامل می‌شود که به اندازه‌ی دوره‌ی افسردگی اساسی عمیق یا شدید نیست، ولی با این حال، کاملاً ناراحت کننده و با دوام است. توجه داشته باشید که ما درباره‌ی خلق های غمگین که هر کسی گاهی آنها را تجربه می‌کند صحبت نمی‌کنیم، بلکه در مورد افسردگی جدی‌تر و طاقت فرسا بحث می‌کنیم. افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی دست کم به مدت دو سال به برخی از نشانه هایی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی تجربه می کنند مانند اختلال در اشتها، خواب آشفتگی، انرژی کم یا خستگی، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، مشکل تصمیم گیری و احساس ناامیدی دچار هستند. با این حال، آنها نشانه های زیادی را تجربه نمی‌کنند و این نشانه ها شدید نیستند. آنها در اغلب تلاش هایشان احساس بی‌کفایتی می‌کنند و نمی‌توانند از وقایع زندگی لذت ببرند. اختلال افسرده خویی بر اساس روند آن که مزمن است، با اختلال افسردگی اساسی تفاوت دارد( کلین و همکاران، 1998).

افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی از دیگران کناره گیری می‌کنند، بیشتر اوقات غصه دار و در خود فرو رفته هستند یا احساس گناه می‌کنند و به دیگران با خشم و تند خویی واکنش نشان می‌دهند. این افراد در این مدت طولانی افسردگی، هیچ گاه بیش از دو ماه فارغ از نشانه نیستند. آنها معمولاً به اختلال های روانی جدی دیگر نیز مبتلا هستند. تقریباً یک دهم به اختلال افسردگی اساسی مبتلا خواهند شد. تعداد قابل ملاحظه ای اختلال شخصیت هم دارند که تشخیص دقیق را دشوار می سازد. سایرین احتمالاً به اختلال سوء مصرف مواد دچار می شوند، زیرا در تلاش ناموجهی برای کاهش دادن احساس افسردگی و ناامیدی، به مقدار زیاد دارو و یا الکل مصرف می‌کنند. بستری کردن افراد مبتلا به این اختلال رایج نیست مگر در مواردی که افسردگی به رفتار خودکشی گرا منجر شده باشد. این اختلال در کودکان و نوجوانان نیز تشخیص داده شده است. با این حال در این موارد، طول دوره‌ی افسردگی فقط یک سال است و افسردگی آنها به جای خلق افسرده، بیشتر به صورت تحریک پذیری شدید و مزمن جلوه گر می‌شود.

نزدیک به 8 درصد زنان و 5 درصد مردان در مقطعی از زندگی خود به این اختلال دچار می‌شوند( کسلر و همکاران، 1994). میزان اختلال افسرده خویی در افراد سالخورده 2 درصد برآورد شده است و بیشتر در بین زنان این گروه سنی شایع است تا مردان( کینگ و مارکوس، 2000). نشانه های افسرده خویی مانند نشانه های افسردگی در افراد سالخورده شکل متفاوتی می گیرند، به طوری که آنها به جای اختلال در عملکرد روانی، بیشتر از اختلال در عملکرد جسمانی شکایت دارند( اوکسمن، بارت، سنگوپتا، ویلیامز، 2000).

برگرفته از کتاب  آسیب شناسی روانی از ریچارد پی. هالجین و سوزان کراس ویتبورن ، ترجمه‌ی یحیی سید محمدی، نشر روان.