افراد مبتلا به اختلال اوتیستیک معمولاً در نوباوگی قبل از سه سالگی، در چند زمینه که دیگران می‌توانند به آنها پی ببرند، خصوصیات عجیب و غریبی نشان می‌دهند. گرچه اختلال اوتیستیک در تقریباً 20 درصد موارد در سال اول یا حتی سال دوم زندگی مشهود نیست، اما وضعیت شایع‌تر نابهنجاری محسوس از ماه‌های اول نوباوگی را شامل می‌شود، به طوری که والدین این نوباوگان متوجه می‌شوند که فرزندشان به گونه‌ای متفاوت به نظر می‌رسد( انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000). گاهی والدین متوجه می‌شوند که فرزندشان می‌تواند بشنود اما مانند سایر کودکان هم سنش قادر به پاسخ دهی نیست و این موقعی است که آنها به متخصص کودک یا متخصص بالینی‌ای که در زمینه‌ی رشد تخصص دارد مراجعه می‌کنند. این اختلال نادر است و از هر 10000 کودک شاید در 2 تا 20 نفر روی دهد( انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000).

علائم اختلال اوتیستیک

متخصصان بالینی بر اساس نشانه‌هایی که در سه گروه جای می‌گیرند تشخیص اختلال اوتیستیک را مقرر می‌کنند:

اختلال در تعامل اجتماعی: مانند اجتناب از برقرار کردن تماس چشمی، جلوه‌های صورت عجیب و غریب و استفاده از ژست‌های خاص برای کنترل کردن تعامل‌ها.
اختلال در ارتباط: افراد مبتلا به این اختلال یا قادر به صحبت کردن نیستند یا در فراگیری زبان تأخیر خیلی زیاد نشان می‌دهند. دستور زبان آنها از نوعی است که از کودک بسیار کوچک‌تر انتظار می‌رود. برقراری ارتباط آنها هم به لحاظ کلامی و هم غیر کلامی نابهنجار است. آنها ضمایر من و تو را قاطی می‌کنند. فرد مبتلا به اختلال اوتیستیک ممکن است بتواند به طور طبیعی صحبت کند اما نمی‌تواند گفت و شنود عادی را ادامه دهد.
خصوصیات عجیب و غریب در رفتار، تمایلات و فعالیت ها: آنها به یک یا چند تمایل ثابت و نادیده گرفتن هر گونه تمایل دیگر دلمشغولی شدید دارند. آنها از تشریفات و کارهای روزمره‌ی انعطاف ناپذیری پیروی می‌کنند و در برابر کوچکترین تغییر بسیار آشفته می‌شوند. حرکات بدن معمولاً غیر عادی است و اطوارهای تکراری را شامل می‌شود. آنها امکان دارد دستان خود را تکان دهند، مکرراً دور خودشان بچرخند، خود را به جلو و عقب تکان دهند یا به رفتارهای زیان بخشی مانند سرکوبش بپردازند.

علل ابتلا به اختلال اوتیستیک

شواهد به دست آمده از تحقیقات خانوادگی و ژنتیکی از نابهنجاری‌هایی در کروموزوم‌های 7، 15 و 16 خبر می‌دهند( لاریستن و اوالد، 2001، راتر، 2000) که می‌توانند در انتقال ژنتیکی اختلال اوتیستیک نقش داشته باشند. در کودکان مبتلا به این اختلال، نابهنجاری‌هایی در الگوهای جریان خون در قطعه‌های پیشانی وجود دارد که از تأخیر در رسش خبر می‌دهند( زیلبوویسیوس و همکاران، 1995).  نابهنجاری‌هایی نیز در مخچه، منطقه‌ای از مغز که مسئول کنترل حرکتی است در افراد مبتلا به اختلال اوتیستیک شناسایی شده است( پیرس و کورچزن، 2001). برخی از پژوهشگران می‌گویند پیوستار یا طیفی از اختلال اوتیستیک وجود دارد که علت های آنها متفاوت هستند و الگوی نشانه‌ها و نارسایی‌های عصب شناختی مجزایی دارند.

درمان اختلال اوتیستیک

با این که درمان اختلال اوتیستیک، با دامنه‌ی وسیع و شدید نارسایی‌های آن، چندان نوید بخش نیست اما متخصصان بالینی سعی دارند از طریق دارو و درمان‌های رفتاری، رفتار این کودکان را با موفقیت تغییر دهند. اگر به کودکان اوتیستیک برای رفتارهای مناسب تقویت داده شود، آنها به احتمال کمتری رفتارهای جرح خویشتن و پرخاشگرانه را انجام خواهند داد. متخصصان بالینی روی نیاز به باانگیزه کردن کودک برای برقرار نمودن رابطه‌ی مؤثرتر نیز تأکید می‌کنند. راهبردهای رفتاری دیگری که متخصصان بالینی برای درمان کردن افراد مبتلا به اختلال اوتیستیک به کار می‌برند، عبارتند از: روش های خودگردانی، آموزش آرمیدگی و شرطی سازی ناآشکار. با توجه به پیچیدگی و جدی بودن اختلال اوتیستیک، درمان آن به برنامه‌ی مداخله‌ی جامع نیاز دارد.

برگرفته از کتاب آسیب شناسی روانی، جلد دوم، ریچارد پی هالجین و سوزان کراس ویتبورن، مترجم یحیی سید محمدی، نشر روان.