نظریه‌ی یادگیری خود- تنظیمی یکی از نظریه‌هایی است که محققان و روانشناسانِ تربیتی در قالب آن به مطالعه می‌پردازند. چارچوب اصلی این نظریه بر این اساس استوار است که دانش آموزان چگونه از نظر فراشناختی، انگیزشی و رفتاری، یادگیری خود را سامان می بخشند.

 خود- تنظیمی: سازه‌ی پیچیده‌ای است که به طرق مختلفی به عنوان توانایی موافقت کردن با یک خواسته، توانایی شروع کردن و دست کشیدن از فعالیت‌ها برطیق مقتضیات موقعیتی، توانایی تعدیل فعالیت، تکرار، تداوم فعالیت‌های کلامی ،حرکتی در موقعیت‌های اجتماعی و آموزشی، توانایی به تعویق انداختن کار کردن روی موضوع یا هدف دلخواه و توانایی ایجاد رفتاری که از لحاظ اجتماعی و در غیاب ناظران بیرونی مورد تأیید خود فرد است ، تعریف شده است( باتلر و واین،1995، زیمرمن،1998).

یکی از ویژگی‌های متمایز نظریه‌ی یادگیری اجتماعی، نقش برجسته‌ای است که این نظریه برای توانایی منحصر به فرد انسان در خود- تنظیمی قائل است. افراد از طریق مرتب ساختن محیط بی‌واسطه‌ی خود و به وجود آوردن حمایت‌های شناختی و پیامدهای حاصل از اعمال خویش، قادر هستند بر رفتار خود تأثیر بگذارند. علاوه بر این، بندورا ادعا می‌کند که توانایی برتر عقلانی برای درگیر شدن با افکار نمادین، وسیله‌ای قدرتمند برای فرد فراهم می‌آورد تا با محیط خود سروکار داشته باشد. فرد از طریق بازنمایی‌های کلامی و تخیلی، تجربه‌های خود را به شیوه‌هایی پردازش و نگهداری می‌کند تا به عنوان راهنما برای رفتارهای آینده به او کمک کند. توانایی فرد برای شکل دادن تخیلات مربوط به آینده‌ی مطلوب، سبب تقویت راهبردهای رفتاری می‌شود، راهبردهایی که فرد را به سوی هدف‌های بلند مدت رهنمون می‌سازد. فرد بر اساس میزان قدرت نمادسازی خود می‌تواند مشکلات را بدون آن که مجبور باشد به رفتار واقعی و آزمایش و خطای آشکار متوسل شود، حل کند. از این رو، می‌تواند پیامدهای اجتماعی اعمال گوناگون را پیش‌بینی کرده و رفتار خود را بر مبنای آن اصلاح نماید. به عبارت دیگر، افراد رفتار خویش را با معیارهایی که برای عملکرد و پیشرفت طرح کرده‌اند ، مورد قضاوت و ارزش گذاری قرار داده و به خود پاداش یا تنبیه می‌دهند.