به طور کلی میانسالی به حد واسط جوانی و کهنسالی گفته می‌شود. بسیاری افراد به اشتباه تصور می‌کنند میانسالی همان کهنسالی و دوران ناتوانی انسان و افتادن در سرازیری زندگی است. در صورتی که بسیاری افراد کارهای مهم زندگی خود را در دوره‌ی میانسالی انجام داده اند. از طرف دیگر برخی افراد با این فکر که دوران میانسالی در سنین بالا خود را نشان می‌دهد به میانسالی رسیده اند اما بدون توجه به آن از بهداشت و تغذیه‌ی میانسالی و به طور کلی شیوه‌های مفید و مناسب زندگی در این دوران غافل هستند. این دوران از حدود 40 سالگی شروع می‌شود و بخشی طبیعی از زندگی دوران بلوغ افراد را تشکیل می‌دهد.

احساسات این دوران

رضایت نداشتن از شرایط زندگی یا آنچه سالها طبق آن زندگی کرده و حتی خود را خوشبخت می‌دیدند. خسته شدن از افراد یا چیزهایی که مدتها با آنها زندگی کرده‌اند. احساس تنوع طلبی و تمایل به کارهای کاملاً متفاوت با آنچه تاکنون انجام داده اند. بازنگری در معنی زندگی و ارزش تصمیماتی که سالهای قبل ساده و راحت می‌گرفته اند یا از کنار آن می‌گذشتند. تأمل راجع به این که چگونه انسانی هستند یا عمر خود را چگونه می‌گذرانند.

فصل جدید مسئولیت

سنین میانسالی اصولاً همراه با مسئولیت پذیری است. پس نیاز به تحسین و رضایت خاطر از ساختار زندگی نیز در آن احساس می‌شود. افراد در این دوران تمایل دارند تا وقتی زمان باقی است به ارزیابی امور خود بپردازند. اخلاقیات دراین دوران ارزش مضاعفی پیدا کرده و تمایل به امور باقی و معنوی افزایش می‌یابد. به دلیل تضادهای ایجاد شده در باطن افراد برخی روان شناسان این زمان را دوره‌ی بحران نیز نامیده‌اند.

ریشه یابی تغییرات شخصیتی

تطبیق و هماهنگی: در این دوره افراد خود را در شرایط مختلف به جای افراد گوناگون می‌گذارند و مسائل را از دید آنها بررسی می کنند و سعی در تطبیق خود با وضعیت موجود دارند.

خودیابی: در این مرحله ماسک‌ها کنار می‌روند و افراد خود واقعی شان را نمایان می‌کنند. رفتارهای ساختگی و تصنعی به حداقل می‌رسد.

اطمینان: احساس اطمینان نسبت به شخصیت خود با وجود برخی احساسات موقتی و زودگذر و تمایل به بهتر شدن.

تعادل: شناسایی و غلبه بر تضادهای موجود درونی و رسیدن به تعادل میان آنها.

شناسایی نشانه‌ها

به طور کلی نشانه ها شامل موارد زیر هستند:

  • احساس ضعف و بی حوصلگی و تحلیل انرژی
  • تمایل به استراحت در طولروز
  • رنجش و حساسیت زیاد همراه دلخوری
  • تمایل به خوردن زیاد یا بی غذایی
  • تغییر قابل ملاحظه در میل جنسی
  • تغییر قابل ملاحظه در توقعات و گاهی جاه طلبی

عوامل تشدید کننده

تغییرات جسمی و روانی که در مرحله ی میانسالی اتفاق می افتد عموماً طبیعی است، اما گاهی به واسطه ی مسائلی مهم مانند مرگ یکی از نزدیکان، طلاق یا مشکلاتی که برای اعضاء خانواده رخ می دهد تشدید می شود. چنین مواردی به نوبه ی خود دشوار هستند چه برسد به این که در چنین مرحله ی سنی اتفاق بیفتد.

غلبه بر بحران میانسالی

غلبه بر بحران میانسالی به زمان و انرژی نیاز دارد اما با مقداری تلاش می‌توان به حس رضایتمندی رسیده و از زندگی خود بهره برد. ممکن است فرد میانسال دچار علائم حاد جسمی نباشد، انرژی خوبی داشته و از اندام متناسبی نیز برخوردار باشد. باید به جنبه های دیگر نیز توجه کرد مانند:

  • احساسات خود را شناخته و آن را پذیرفت.
  • احساسات را سرکوب نکرد و امکان بروز آنها را به شیوه ی مناسب فراهم آورد.
  • زمان بیشتری برای گذراندن با همسر و فرزندان اختصاص داد.
  • اهداف جدید داشته و در صورت امکان به تفریحات گروهی و مسافرت پرداخت.
  • فعالیت های ورزشی را فراموش نکرد.

هر چه سن بالاتر می‌رود، انعطاف پذیری بدن کمتر می‌شود. به منظور جلوگیری از انواع دردها و مشکلات و فعال نگه داشتن بدن، ورزش بهترین چیز است.

تغذیه ی مناسب شامل تمام گروه های مواد غذایی

سلامت در گروی تغذیه‌ی سالم و مناسب از تمام گروه های مواد غذایی است مشروط بر این که از هر گروه به تناسب شرایط فیزیکی و جسمی مصرف شود. بنابراین حذف کامل برخی گروه ها و مواد غذایی توصیه نمی‌شود زیرا مانع رسیدن برخی ویتامین‌ها و مواد معدنی به بدن می شود. فقط نباید در مصرف چربی، قند و کلسترول زیاده روی کرد.