مقدمه

بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که می‌تواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف می‌کند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرس‌زا بودن آن قابل توجه است. معمولا برای ایجاد استرس(فشار روانی)،3منبع درنظر گرفته می شود: ناکامی ها،فشارها وتعارض ها.

تعارض درلغت نامه، متعرض یکدیگر شدن و باهم اختلاف داشتن معنی شده است.

مفهوم . . .

اعتیاد به اینترنت

اینترنت سرعت ارتباطات میان افراد  و جوانع را تسریع کرده است و کره‌ی زمین را به دهکده‌ای تبدیل ساخته که روابط میان سر تا سر نقاط دنیا در کمترین زمان ممکن صورت می‌گیرد. با وجود تسهیلات و امکاناتی که این وسیله ارتباطی فراهم نموده است، آسیب های روانی- اجتماعی ناشی از آن درخور توجه می باشد. یکی از آسیب ها و مشکلات آن اعتیاد مجازی یا اعتیاد به شبکه جهانی اینترنت است.

اعتیاد به اینترنت نوعی اختلال روان شناختی مشتمل بر وابستگی به اینترنت است و استفاده‌ی بیش از حد، بیمارگونه و وسواسی از اینترنت را به همراه دارد. این اختلال شامل تحمل( بالا رفتن زمان استفاده)، نشانگان محرومیت، اختلال عاطفی و از هم گسستگی در ارتباطات اجتماعی است. مانند اعتیاد به مواد، اعتیاد به اینترنت نیز با علایمی هم چون افزایش نوسانات خلقی و قطع روابط اجتماعی مشخص می‌شود.

متخصصان در زمینه‌ی آسیب شناسی محدودترین تعریف را برای طبقه بندی استفاده از اینترنت به دست می‌دهند. . . .

پدر و مادر بودن کار آسانی نیست. اکثر ما روش‌هایی را برای تربیت فرزندمان به کار برده ایم. گاهی او را نوازش و گاه با خشونت برخورد کرده‌ایم. گاه به حرفش گوش داده‌ایم و گاه لجبازی کرده‌ایم تا شاید راهی برای کنار آمدن با او پیدا کنیم. بعضی وقت ها موفق بوده‌ایم و بعضی وقت ها نا‌امید شده ایم.

ما می‌خواهیم بدانیم چگونه می‌توانیم فرزندمان را حرف شنو کنیم؟ چه کار کنیم تا کارهای بد انجام ندهد؟ وقتی چیزی می‌خواهد و داد و فریاد راه می اندازد چه عکس العملی نشان دهیم؟ وقتی لجبازی کرد چه کار کنیم؟ و صدها سؤال دیگر.

مهارت اول: تحمل و انرژی مان را زیاد کنیم.

وقتی انرژی ما کم شود، کلافه می‌شویم و زود تحملمان را از دست می‌دهیم. بد خلقی می‌کنیم و زندگی برای خودمان و خانواده مان تلخ می‌شود.

مهارت دوم: رابطه‌ی بهتری با فرزندمان برقرار کنیم.

کودکی که ما را دوست دارد، بیشتر به حرف . . .

خودکشی

خودکشی پدیده‌ای پیچیده و چند وجهی است که تحت تأثیر علل و عوامل متعددی قرار دارد و به منزله‌ی نقطه ی پایان زنجیره‌ای است که با افکار خودکشی شروع می‌شود، با برنامه ریزی و تصمیم به خودکشی ادامه می‌یابد و با تهدید به خودکشی، اقدام به خودکشی و انجام خودکشی کامل پایان می‌پذیرد. اگر چه مواردی از اقدامات تکانشی خودکشی نیز دیده می‌شود، اما اکثر قریب به اتفاق افراد خودکشی گرا قبل از اقدام به خودکشی و انجام خودکشی کامل، افکار خودکشی و سایر رفتارهای زنجیره‌ی خودکشی را تجربه می‌کنند(زرانی، 1385).

 منظور از افکار خودکشی، شناخت‌هایی است که دامنه ای از افکار گذرا درباره‌ی بی ارزش بودن زندگی و آرزوی مرگ تا ریختن طرح هایی برای کشتن خود و اشتغال ذهنی با خودویرانگری را دارند( هینتکا و همکاران، 2004). خودکشی در بین افراد جوان رو به افزایش است. در 35 سال گذشته، میزان خودکشی در گروه‌های دانشگاهی سه برابر شده است. این میزان بین 20 تا 24 سالگی و بالاتر است( روی، 2000). . . .

سبک زندگی شیوه‌ای نسبتاً ثابت است که فرد برای رسیدن به اهداف خود به کار می‌برد. یعنی راهی است برای رسیدن به اهداف زندگی. این سبک حاصل دوران کودکی فرد است؛ به عبارت دیگر، سبک زندگی بعد عینی و کمیت پذیر شخصیت افراد است. به همین علت نظریه‌ی سبک زندگی آدلر، نظریه‌ی شخصیت او نیز محسوب می شود. اولین بار آلفرد آدلر(1922)، سبک زندگی را مطرح کرد و این مفهوم را بعدها پیروان وی گسترش دادند. او شناخت فرد را مستلزم شناخت سازمان ادراکی و شناخت سبک زندگی او می‌دانست و معتقد بود سبک زندگی به ایمان و اعتقاداتی اطلاق می شود که فرد در روزهای اولیه زندگی خود کسب می‌کند و یک الگوی ادراکی جهت دار است( شفیع آبادی، 1371).

پیروان آدلر به تفصیل درباره‌ی سبک زندگی، شکل گیری آن در دوران کودکی، نگرش‌های اصلی دخیل در سبک زندگی، وظایف اصلی زندگی و تعامل آنها با یکدیگر بحث کردند و آن را در قالب درخت سبک زندگی نشان دادند. آنها هم چنین مفاهیم ارزشی، انسان شناختی و فلسفی را مطرح ساختند و تمام زندگی را به صورت یک پارچه به تصویر کشیدند. . . .