مقابله:

به نحوه ی برخورد و واکنش افراد نسبت به استرس ها،سختی ها ودشواری های زندگی،«مقابله» گفته می شود.

مقابله یک واژه ی تخصصی است. اگرچه، بعضی افراد ممکن است فکر کنند منظوراز مقابله، انجام واکنش تند، برخوردهای خصمانه، جنگ و درگیری وعکس العمل های شدید نشان دادن است، ولی چنین نیست. منظوراز مقابله، دفع شدن، تطابق یافتن و دور زدن آنهاست. به عبارت دیگر، اگرتقابلی صورت گیرد، این تقابل با شرایط و سختی ها و مشکلات است نه زندگی یا افراد و انسان ها.

مقابله های هیجان مدار:

هدف مقابله های هیجان مدار آن است که فرد بتواند آرامشی که به دنبال شرایط سخت زندگی از دست رفته است به دست بیاورد. وقتی که فرد آرام باشد. قادر به تفکر و دستیابی به راه حل بیرون آمدن از شرایط  نامطوب خواهد   

 

 

انواع مقابله های هیجان مدار:

ناسالم

سالم

سیگارو قلیان کشیدن                                

پرداختن به هرورزشی                 

استفاده از مواد(حشیش تریاک شیشه)

استفاده از هنر(مقابله های هنر)                      

زیرسوال بردن تمام اعتقادات                       

دعا ونیایش                                            

پرخاش کردن به دیگران                          

گریه کردن

سرزنش دیگران                                  

درد دل کردن

سرزنش کردن خود

دل داری دادن خود                         

ناامید شدن                              

فکرکردن به اوقات خود درآینده                            

فکرکردن به خودکشی                 

خیال ورویا پردازی                                    

 
مقابله های  مسئله مدار:

درمقابله های مسئله مدار، فرد فعالانه به مشکل می پردازد وسعی میکند با استفاده از روش های مختلف رفتاری و شناختی به حل مشکل و مسئله پیش آمده بپردازد.

 

انواع مقابله های مساله مدار:

ناسالم

سالم

اقدام شتاب زده وبی تفکر

تفکرروی مشکل

حیله ونیرنگ

مشورت کردن

تقلب

جستجوی اطلاعات

پول نزول گرفتن

راهنمایی گرفتن

 

مقابله های معنوی-مذهبی:

مقابله های مذهبی –معنوی به صورت های مختلفی به انسان ها کمک می کنند تا بتوانند زندگی سالم تر،شادتروبامعناتری داشته باشند:

  • به تجربه های سخت ودشوارزندگی معنی مثبت می دهند
  • به حفظ وبقای آرامش انسان کمک می کنند
  • منجربه خوش بینی ومثبت بینی می شوند
  • مانع از پریشانی انسان می شوند
  • نوعی پیوند وارتباط بین دنیای مادی ودنیای غیرمادی ایجادمی کنند
  • باعث امید وامیدواری می شوند
  • منجربه حفظ تلاش وکوشش انسان می شوند

 

 

 

 

 

 

 

 

توکل چیست؟

توکل عبارت است از باورانسان ها به این که خداوند درهمه حال لطف و رحمت خود را نسبت به انسان ها روا خواهد داشت. چنین اطمینانی،درست نقطه مقابل اضطراب، ناامیدی و بد بینی است.اعتماد به این چنین باوری به انسان ها کمک می کند تا خود را تنها نبیند و دربحران ها و شرایط سخت زندگی خود را نبازند.

توکل پدیده ای نیست که در خلاء شکل بگیرد،بلکه دارای زیربنای اعتقادی است که درادامه به تعدادی از مهم ترین آنها اشاره می شود:

 

  1. باور به این که خداوند کریم از رگ گردن به انسان ها نزدیکتراست، به انسان ها توجه دارد وآنها را در زندگی به حال خود رها نمی کند
  2. باور به این که خداوند ناظر برکلیه ی حوادث و اتفاقات است و بدون اذن و مشیت اوهیچ امری صورت نمی گیرد
  3. باوربه این که خداوند خالق جهان،دانا،حکیم و قادراست و صلاح انسان ها را بهتر از خود آنان متوجه است
  4. باور به اینکه خداوند به خواسته ها و دعاهای انسان پاسخ می دهد وخواست های او را استجابت می کند
  5. باور به اینکه خداوند پایگاه و تکیه گاه امی برای انسان هاست و بنابراین هنگام سختی ها برای کسب آرامش می توان از او نیرو گرفت
  6. باور به این که خداوند منبعی برای کسب جرات و شهامت روبه روشدن با مشکلات وسختی های زندگی است
  7. باور به اینکه خداوند به انسانها کمک می کند تا بتوانند با تلاش و کوشش پایدار به اهداف وخواسته های خود در زندگی دست یابند

اشتباهات رایج درزمینه ی توکل:

  • توکل متفاوت از بی تحرکی وبی انگیزگی است:

توکل به این معنا نیست که انسان دست از تلاش، برنامه ریزی وتفکر بردارد،بلکه توکل فقط به انسان کمک می کند که با خوش بینی، تسلط امیدواری درزندگی پیش برود.

  • توکل متفاوت از اتکاء به دیگران ومنفعل بودن است:

توکل به این معنی نیست که انسان منتظر بنشیند تا درحوادث معمول واتفاقات روزمره ی زندگی نیز خداوند مسیر واقعی زندگی را به اونشان دهد.هنچنین، توکل به این معنی نیست که انسان منتظر باشد که دیگران به لطف خداوند زندگی او را سروسامان دهد

  • توکل متفاوت از اجتناب وانفعال است:

 بعضی افراد بنا به دلایل مختلف از جمله ترس ازاشتباه سعی می کنند که از هر فعالیتی دوری واجتناب کنند.زیرا امکان دارد که درآن فعالیت ناموفق باشند و با شکست رو به رو شوند.درچنین شرایطی، آنان اجتناب خود را با توکل اشتباه می کنند.فرد متوکل، درمقابل زندگی خود بسیار فعال است،سعی می کند برنامه ها وفعالیت های مختلفی درزندگی خود داشته باشد.با این حال، از آنجایی که انسان می داند که برزندگی خود تسلط صد درصد ندارد وممکن است درمواردی خداوند انجام آن کار را به صلاح وی نداند، بنابراین دچار پریشانی وآشفتگی نمی شود.

  • توکل متفاوت از شانه خالی کردن از مسئولیت است:

بعضی افراد، شهامت رویارویی بامسائل زندگی خود را ندارند.آنان سعی می کنند مسئولیت های خود را از سرباز کنند.این درحالی است که هرتصمیمی با مسئولیت پذیرش پیامدهی آن تصمیم همراه است و درچنین مواقعی افراد برای آ« که فرار خوداز تصمیم گیری و همچنین مسئولیت آن را توجیه کنند، سعی می کنند از توکل استفاده کنند.

 

گذشت وبخشش:

آیا تا کنون قربانی بد رفتاری یا آزار دیگران شده اید؟ چه احساسی نسبت به فرد آزارگر دارید؟آیا تا به حال نسبت به یکی از اطرافیان خود دچار احساس خشم، کینه، نفرت و انزجار شده اید؟ آیا تا کنون احساسات منفی شدیدی نسبت به یکی از اطرافیان خود احساس کرده اید؟

ارتباط اجتماعی و برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران، کاری بسیار پیچیده و ظریف است. به دلیل چنین پیچیدگی ،احتمال دارد گاهی اوقات در چنین روابط نزدیک و صمیمانه افراد دچار اشتباه شوند. به همین دلیل، گاه ناخواسته و ندانسته، ممکن است یکی از افراد درحوزه ی روابط نزدیک و صمیمانه به دیگری صدمه بزند. خطاهای انسان درموقعیت های بین فردی وبه ویژه روابط نزدیک و صمیمانه بسیار متنوع، متعدد و متفاوت اند؛ مانند آزار دیگری، بدرفتاری، قصور، بی توجهی ، اشتباه و یا هر نوع خطای دیگری که موجب صدمه و واکنش های منفی بسیاری دردیگران می شود.

 

واکنش وتجارب قربانیان:

  • یادآوری مکرر خاطرات بدرفتاری

یادآوری مکرر خاطرات باعث می شود فرد بارها همان رنج ها را تجربه کند.گویی این چرخ از حرکت باز نمی ایستد.

  • جستجوی دلیل وعلت

بسیاری از قربانیان،مکرر از خود می پرسند چرا؟چرا باید این اتفاق برای من بیفتد؟از آن جایی که بعضی از اتفاقات زندگی،حالت معما گونه دارند، پاسخ مناسبی که بتوانند خود را قانع و آرام کنند،نمی یابند.ناکامی دریافتن پاسخی قانع کننده، خود باعث احساس خشم جدیدی می شد.

  • سرزنش خود

بعضی قربانیان،پاسخ ظلمی که به آنان شده است را در خود می یابند.معمولآ آنان این گونه فکر می کنند که«من ایراد داشتم»«اگرمن چنین یاچنان ایراد را نداشتم،شاید این اتفاق نمی افتاد»ومانند آن.

  • سرزنش دیگران

بعضی قربانیان دیگربه این نتیجه می رسند که «دیگران بد هستند»«انسان ها موجوداتی خطرناک،بی رحم، غیرقابل اعتماد وظالمی هستند»ومانند آن.پیامد چنین نگرشی ترس واضطراب یا خشم نسبت به دیگران است.

  • کاهش عزت نفس

عزت نفس،میزان ارزشی است که انسان بری خود قائل است زمانی که  فرد قربانی ،خود را سرزنش می کند برای این که با او بد رفتاری شده است،عزت نفس وی کاهش می یابد.به عبارت دیگر،او به قربانی حق می دهد که با او بد رفتاری کرده باشد چرا؟چون او«ضعف»«بد» «ناتوان»«بی سیاست»و...بوده است.

  • انتقام گرفتن از همان فرد یا افراد دیگر

بعضی قربانیان،دچار خشم و کینه ای شدید می شوند و تعدادی از آنان سعی می کنند با انتقام گرفتن از همان فرد یا افراد مشابه دیگری، خود را آرام کنند.

  • انزوا ودوری جستن از افراد

تجربه قربانی بدرفتاری دیگران شدن،آنقدرصدمه زننده است که بعضی افراد ترجیح می دهند،باکسی ارتباط بر قرار نکنند.فرض اصلی آنان براین است که «اگر ارتباطی برقرارنکنی، صدمه هم نخواهی خورد»«زمانی که ارتباطی با کسی نداری،یک مشکل داری که تنهایی ولی وقتی بادیگران ارتباط برقرارکنی، دچارصدها مشکل می شوی و احتمال صدمه هم وجود دارد،پس بهتر است تنها باشی تا دچار دردسر»زیرا،نه تنها صدمه قبلی التیام نمی یابد بلکه با این کار، یکی از مهم ترین نیازهای خود را زیر پا گذاشتی.

  • اجتناب ودوری جستن از روابط نزدیک وصمیمانه

بعضی از قربانیان،روابط اجتاعی و انسانی را کنار نمی گذازند ولی هیچ گاه وارد روابط نزدیک وصمیمانه نمی شوند.آنان به این نتیجه می رسند که«تمام آن چه از عشق، عاطفه، روبط  نزدیک وصمیمانه انسانی گفته شده است، همه بیهوده است و فقط دراشعار و فیلم ها مطرح شده اند و دروغی بیش نیستند»یا«با آدم ها باش ولی ازنظرعاطفی روی آنها حساب نکن».

  • یادآوری مکرر و سرزنش فرد بد رفتار

معمولآ درچنین مواردی که قربانی مرتب ومکرر ظلمی که به وی رفته را به یاد طرف مقابل می آورد،این امید را دارد که بالاخره طرف مقابل متوجه رفتار اشتباه خودشود.ولی دراکثر اوقات این امید به یأس تبدیل می شود.زیرا،فرد خاطی که مکر یک مطلب رااز قربانی می شنود،خسته شده و با او به تندی یا با پرخاش برخورد می کند.

 

فواید وپیامدهای بخشش وگذشت:

  1. بخشش مانع ایجاد بیماری های روانی ازجمله افسردگی،اضطراب ومانند آن می شود
  2. بخشش مانع ایجاد بیماری های جسمی ناشی از مشکلات بین فردی می شود که به آنها بیماری ها
  3. بخشش موجب آرامش روانی فرد و رهایی او از احساسات منفی مانند کینه ونفرت می شود
  4. ی روان تنی می گویند ازجمله بیماری های قلبی وعروقی
  5. بخشش مانع مشکلات بین فردی می شود ازجمله قهرها و قطع روابط
  6. بخشش موجب بهبود روابط خانوادگی و به خصوص پیشگیری از طلاق می شود
  7. بخشش،باعث آزاد سازی فرد از تفکرات منفی وتخریبی می شود
  8. بخشش موجب می شود انسان ها با کرامت انسانی به افراد خطاکار برخورد کنند
  9. بخشش،یک فضیلت انسانی است که عظمت روان انسان را نشان می دهد حتی زمانی که روان آزرده و لطمه خورده باشد
  10. بخشش،رشد معنوی انسان را تسهیل می کند

 

خشم وعصبانیت:

خشم،ناکامی و محرومیت است. درواقع،ناکامی از ناتوانی  در دستیابی به هدف و محرومیت از احساس موفقیت، ایجاد می شوند و به راحتی به احساس خشم و عصبانیت تبدیل می شوند.به یاد داشته باشید خشم یکی از احساسات شایع درمیان انسان هاست که به صورت بسیارمختلف و متنوعی خود را نشان می دهد که در این جا به تعدادی از آنها اشاره می شود:

  1. سرزنش خود: بعضی افراد،پس از رویارویی با موانع و رها کردن اهداف شان، شروع می کنند به سرزنش خود.سرزنش خود،خشمی که به درون انسان بر می گردد.
  2. سرزنش دیگران: بعضی افراد،هنگام برخورد با موانع،شروع به سرزنش دیگران می کنند.آنان،به دنبال مقصر می گردند.کسی که مسئول ایجاد مشکلات برای آنان در راه دستیابی به هدف است. جالب آن است که سرزنش دیگران،نه تنها کمکی به حل مشکل و موانع نمی کند؛بلکه به روابط و ارتباط های اجتماعی آنان نیز به شدت صدمه می زند.
  3. پرخاش و درگیری: گاهی اوقات، افراد هنگامی که دچار خشم می شوند،با اطرافیان خود درگیر می شوند و با آنها پرخاش می کنند.پرخاشگری،علاوه برآن که کمکی به فرد نمی کند، مانند سرزنش دیگران،فقط باعث تشدید مشکلات و به خصوص ازدست دادن دوستان و وآشنایان نیز می شود.

 

تعریف صبر و بردباری:

  • استقامت به هنگام مشکلات و سختی های زندگی
  • پایداری و پشتکار در دستیابی به اهداف و مقصود زندگی
  • خویشتن داری و مقاوت در برابر انجام اشتباه یا رفتارایی که پیامدهای منفی دارند
  • حفظ آرامش در رویارویی با چالش های زندگی
  • تأمل و تفکر به هنگام مشکلات مصیبت ها و سختی ها

باورهای تضعیف کننده صبروبردباری:

  • اگرخداوند کسی را دوست داشته باشد،در زندگی اش مشکلی پیش نمی آید،
  • فقط بزرگسالان،مسئول خوش بختی وسعادت جوانان هستند
  • زحمت کشیدن و تلاش کردن،وقت تلف کردن است چون چیزی عاید فرد نمی شود
  • درجامعه فعلی ،زحمت و تلاش جواب نمیدهد
  • انسان قوی،باید سریع فکرکند و تصمیم بگیرد چون فرصت ها را از دست میدهی،
  • شکست،مشکل،مسئله و بحران یعنی ضعف

 

روشهای پرورش وتقویت صبر:

  • مشکل را بپذیرم:به ذهن خود بسپارید که مهم ترین کار به هنگام سختی،بیماری،مشکل و گرفتاری پذیرش مشکلات است.
  • مراقب هیجانهای خودباشیم:به هنگام مشکلات، بحران ها، بیماری ها و مصیبت ها، احساسات منفی فقط مشکلات را پیچیده تر می کنند.
  • بپذیریم که تلاش است که دراین حالات انسان ها را به موفقیت می رساند.
  • به مثبت ترین جنبه ی اتفاق رخ داده فکرکنید.
  • بپذیرید که انسان خوبی هستید و خوب ها نیز در زندگی خود دچار مشکلات متعددی می شوند.
  • تا می توانید اطلاعات جدیدی از مشکل جمع کنید:در شرایط مبهم یا زمانی  که به درستی موقعیت را متوجه نشده اید،دست به اقدامی نزنید.فقط جوانب را ارزیابی کنید.
  • صبر و تفکر:قبل از هر تصمیم و برنامه ریزی از روش تفکر و تأمل استفاده کنید، هیچ گاه فرصت تأمل را از خود نگیرید حتی در کارهای بسیار عجله ای.
  • بپذیرید که خواست خداوند است که چنین اتفاقی رخ دهد،شاید معنای مهمی برای رشد و پیشرفت شما داشته باشد.
  • هنگامی که ماهیت مشکل را نمیدانید، اقدام به رفتار خاصی نکنید.
  • بپذیرید که مشکلات و موانع طبیعی اند.
  • بپذیرید که این جهاندنیای تلاش، رنج و فعالیت و موفقیت است.