ازدواج نقطه ی آغاز آن چیزی است که بعداً به آن زناشویی می گوئیم و زناشویی زمینه ی ایجاد آن چیزی است که به آن خانواده می‌گوییم. خانواده انواع مختلف دارد. امّا همه ی آنها با ازدواج شکل گرفته است. ما در خانواده به دنیا می آئیم و رشد می‌کنیم امّا قبل از آن یک روزی خانواده ای شکل گرفته بوده است.

 تنها شکل مورد قبول و کارآمد شکل گیری خانواده ی جدید ازدواج است. ازدواجی که منجر می شود به فضای روابط دو نفره که خیلی زیباست و به آن می‌گوییم زناشویی.

ازدواج نقطه ی آغاز آن چیزی است که بعداً به آن زناشویی می گوئیم و زناشویی زمینه ی ایجاد آن چیزی است که به آن خانواده می‌گوییم.

در زبانهای دیگر واژه ای به زیبایی زناشویی نداریم زیرا به هر دو نقش زن و شوهری به طوری همزمان اشاره می‌کند. این واژه خیلی زیباست.

زن در رابطه زناشویی یک نقش  و شوهر هم یک نقش است وگرنه قبل از آن صحبت از یک مونث و یک مذکر بود. نقش‌های زنانگی به معنی زن و همسر و نقش‌های شوهری به معنی مرد و همسر به معنی مجموعه رفتارهایی است که از این آدم . . .

ما در آسمانها هستیم و حس زیبایی از پرواز داریم. ما می خواهیم آسمان را رنگ کنیم.

-رنگ تو چیست؟
-من؟!!!! من صورتی.
-تو چی؟ دیگر منی وجود ندارد. ما صورتی دوست داریم.

ما دنیایمان را ترسیم خواهیم کرد. پر از شکوفه های بهاری، پر از صداقت، مهربانی و عشق. عشق من و تو در پیوندی جاودانه باقی خواهد ماند. نیمی از من تو هستی و من نیمی از تو هستم.

-تو نباید چیزی از من پنهان کنی. این اولین شرط صداقته.
-من هم اعتقاد دارم هر اتفاقی را برای هم تعریف کنیم.
-اصلاً مگه ما نباید یک نیم من باشیم و با همدیگه یک من بزرگ تشکیل دهیم.
-درسته و اولین قدمش هم اینه که هرچی تو فکرمون، ذهنمون و دنیامون می گذره رو به هم بگیم.
-تو نباید حتی یک لحظه هم برای خودت باشی همانطور که من هم همیشه و هر لحظه برای تو هستم.
-راستی خوبه که ما همه چی رو به هم گفتیم. من از گذشته­ام هر چی داشتم به تو گفتم.
-برو با اون گذشته­ات هر وقت یاد اون دختره­ی .... می افتم بدنم مور مور میشه. ولی اگه نمی گفتی من صدرصد ناراحت می شدم و حس می کردم . . .

ازدواج و اهمیت آن:

ازدواج در زمره ی پیچیده ترین روابط انسانی است و فرآیندی است از کنش متقابل بین یک مرد و یک زن  که شرایط قانونی را تحقق بخشیده اند. ازدواج و تشکیل خانواده روشی است که خداوند برای تنظیم زندگی انسان به آن دستور داده است تا نیازهای طبیعی انسان به طور مشروع و با روشی سالم تأمین گردد و از بحران های روانی و گسترش بیماری های جنسی و درگیری های اجتماعی پرهیز شود. ازدواج ضمن ارضای نیاز فیزیولوژیک روی ایجاد کانون آرامش بین زن و شوهر و برقراری دوستی و محبت بین آنها تکیه و توجه ‌ می‌کند. تنهایی، بی پناهی و تکزیستی انسان را سرگردان و پریشان می سازد و در صورت وجود ضعف های تربیتی و ایمانی، انحراف ها گریبانگیر شخص خواهد شد.

اهمیت ازدواج در این است که رابطه ی صمیمی و مستحکمی را بین دو تن برقرار می سازد که در این رابطه ی طولانی، نیازهای متقابل طرفین ارضا می گردد. ارضای نیازها و تمایلات به صورت غیر از ازدواج ممکن است برای مدتی کوتاه فرد را شاد و مسرور سازد و رضایت ظاهری ایجاد نماید ولی خیلی . . .