در مدیریت علمی اصل بر این است که پاداش های مادی با کوشش های کارگر ارتباط مستقیم دارد. به عبارت دیگر کارگران در صورت کافی بودن پاداش مادی با حداکثر توانایی جسمی خود پاسخ خواهند داد. مثلاً مطالعه کردند که هر کارگر در چند ساعت و با چه سرعتی، اجسامی را به وزن معین از نقطه ای به نقطه ی دیگر انتقال می دهد و چون خستگی را فقط پدیده ای عضلانی و جسمی می دانستند، کوشیدند تا روش کاری را در حرکت دست و پا و سر و بدن کشف کنند که خستگی کارگر به حداقل برسد. با این ترتیب اصولی ارائه دادند که بدن انسان کارگر در شرایط برابر بتواند به همان درجه از خستگی در زمان واحد، کار بیشتری انجام دهد. بر اساس مدیریت علمی پیشنهاد شد مزد کارگر باید با محصول کارش نسبت مستقیم داشته باشد و برای انجام این پیشنهاد روش هایی را در نظام کارمزد ارائه دادند. مثلاً مزد باید بر مبنای شایستگی فرد در کار پرداخت شود. واحد زمان باید هر چه ممکن است کوتاه باشد. پرداخت دستمزد به صورت ماهانه نا مطلوب است، پرداخت دستمزد بر مبنای ساعت کار بهتر می باشد. یا بهترین روش دستمزد در برابر واحد کار که در آن مزد مستقیماً تابع مقدار کاری است که عملاً انجام یافته است.

منبع: گلشن فومن، محمد رسول.(1379). روان شناسی پویایی گروه