وظایف مدیریت در دو بعد تخصصی و رهبری به شرح زیر خلاصه می شود:

وظایف تخصصی

وظایف تخصصی از نقش اصلی مدیر در اداره ی مربوط سازمان و با توجه به هدف های آن ناشی می شود و دارای ابعاد مختلفی می باشد که ذیلاً به آنها اشاره می شود:

الف- وظیفه ی راهنمایی: این جنبه از نقش اصلی در قدرت مدیر به منظور برقراری ارتباطات سازمانی در جهت هدایت آن خلاصه می شود. در این خصوص مدیران وظیفه دارند با واحدها و اعضای سازمان ارتباط برقرار کرده و هم چنین روابط درون سازمان را با ارتباطات بیرون آن مربوط سازند. برقراری ارتباط با سایر سازمانها و کلیت جامعه از مواردی است که مدیران در انجام این جنبه از نقش خود به آن توجه دارند. در ارتباط با همین ارتباط، حمایت از اعضای سازمان در مقابل مسایل جامعه از اهم وظایف مدیران تلقی می شود.

ب- وظیفه ی افتصادی: نقش اقتصادی مدیر در ارتباط با سرمایه سازمان و بازدهی آن مطرح می شود. در این خصوص هر یک از مدیران وظیفه دارند هزینه های ضروری را تشخیص داده و آنها را از هزینه های غیر ضروری بازشناسند. همچنین به موارد سرمایه گذاری و قیمت زمان و نیروی انسانی توجه کافی مبذول دارند.

ج- وظیفه ی آموزشی: یکی از جنبه های مهم وظیفه ی مدیریت تربیت کارکنان مورد نیاز و نیز توسعه ی فرهنگ مساعد و همسو با هدف های سازمان در درون سازمان می باشد. امروزه آموزش به یکی از حوزه های اصلی مدیریت در ادراه ی امور سازمان های مهم تبدیل شده است و سازمان ها با تشکیل دوره های مداوم آموزشی سعی بر آن دارندکه دانش کارکنان را با وظایف اختصاصی و سازمانی آنان تطبیق داده و همچنین به موازات پیشرفت های علمی و فنی آگاهیهای آنان را افزایش دهند.

وظایف مشترک: در این بخش از وظایف، مدیران به همکاری با سایر اعضای سازمان پرداخته و در زمبنه های مختلف نقش هایی را ایفا می نمایند که از جمله ی آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- توجه به خدمات حقوقی

- توجه به خدمات اسنادی

- توجه به جذب کارکنان مورد نیاز

وظیفه ی رهبری

ماکس وبر رهبری را با قدرت و اختیاراتی که از موقعیت آن ناشی می شود، ارتباط می دهد و بر این اعتقاد است که رهبری از اختیار و اقتدار رهبران ناشی می شود و سعی بر آن دارد که چگونگی به وجود آمدن اختیار رهبری را در چهارچوب اصولی مورد مطالعه قرار دهد. از این رو به انواع متفاوت رهبری به شرح زیر معتقد است:

رهبری معنوی

رهبری معنوی از خصیصه های برجسته ی افراد و برتری معنوی آنان نسبت به سایرین ناشی می شود و در آن اطاعت از رهبری بر مبنای طیب خاطر و از روی رغبت انجام می پذیرد.

رهبری سنتی

رهبری سنتی بر مبنای ارزش های سنتی به وجود می آید و احترام به آیین، عرف و سنت ها ایجاد می کند که رئیس قبیله، پدر خانواده و یا فرزند حکمروای قبلی به عنوان رهبر انتخاب شود.

رهبری قانونی

این نوع رهبری بر مبنای قوانین و ضوابط معین و مورد قبول جوامع به وجود می آید. انتخاب رهبری قانئنی معمولاً از طریق سازمان ها انجام می پذیرد و رهبر قانونی دارای اختیارات مشخصی می باشد.

باید در نظر داشت که مدیران در انجام وظایف رهبری خود به مصاف مسائل آینده می روند و خود را در چهار چوب مشکلات موجود در زمان حال محصور نمی بینند. طبیعی است که وظایف رهبری با توجه به ماهیت آینده نگری آن نیاز به برنامه ریزی داشته باشد.