احتمالاً درباره ی دعواهای دار و دسته ی نوجوانان، بزهکاری جوانان، رفتار تبهکارانه و مصزف مواد مخدر مطالبی را خوانده یا شنیده اید. بسیاری از جوانان درگیر در این فعالیت های تبهکارانه به اختلال سلوک مبتلا هستند، اختلالی که با تجاوز مکرر و مستمر به حقوق دیگران مشخص می شود.

افراد مبتلا به اختلال سلوک، حقوق دیگران و هنجارها یا قوانین جامعه را نقص می کنند. از جمله رفتارهای بزهکارانه ی آنها دزدی، مدرسه گریزی، فرار کردن از خانه، دروغگویی، آتش افروزی، سرفت، کیف زنی، بدرفتاری جسمانی با انسانها و حیوانات و تجاوز جنسی است. این افراد که خیلی از آنها به سوء مصرف دارو و الکل نیز دچار هستند، به تنهایی یا در گروه ها عمل می کنند. وقتی که این افراد دستگیر می شوند، گناه خود را انکار می کنند، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند و درباره ی پیامدهای اعمالشان احساس ندامت نمی کنند.

 

متخصصان بالینی، اختلال . . .

مکان کنترل، بخشی نسبتاً پایدار از شخصیت ما و از دیدگاه ما از زندگی می باشد.. افرادی که دارای متغیر شخصیتی موسوم به مکان کنترل درونی هستند، اعتقاد دارند تقویت هایی که دریافت میکنند تابعی از رفتارها یا ویژگیهای خود آنهاست. افرادی با جهت گیری بیرونی که دارای مکان کنترل بیرونی هستند، فکر میکنند که دریافت تقویت آنها در دست مردم دیگر، تقدیر یا شانس است. صرف نظر از ماهیت مکان کنترل بیرونی، افراد دارای جهت گیری بیرونی معتقدند که آنان در برابر این نیروهای بیرونی ناتوان هستند.

مکان کنترل ما تأثیر زیادی بر رفتار ما خواهد داشت. اشخاصی با مکان کنترل بیرونی که معتقدند رفتارها یا مهارت های آنها در تقویت‌هایی که دریافت می‌کنند اثری ندارد، در کوشش برای بهبود موقعیت خود فایده‌ای نمی بینند. آنان به امکان کنترل زندگی خود در زمان حال یا آینده باور چندانی ندارند.

کسانی که دارای جهت گیری درونی هستند، معتقدند که کنترل کاملی بر زندگی خود دارند . . .

سازگار شدن با نوجوان در حال تغییر

زندگی کردن با فرزند نوجوان کار ساده ای نیست. بسیاری از والدین عزا می گیرند که چگونه باید با این فرد دمدمی مزاج و کله شقی که در قالب فرزندشان جای گرفته است کنار بیایند. به هر حال مسأله‌ی مهم این است که بتوانید اوضاع را با دید درستی نگاه کنید. هر قدر هم نوجوانتان پردردسر باشد، این یک وضعیت اجباری محسوب می شود. در این دوره شک و تردید درباره مسائل خود و رو در رویی با تجربیات دشوار برای همه اجتناب ناپذیر است. نوجوان نیاز دارد که مستقل بودن را یاد بگیرد. او نیاز دارد بفهمد بزرگسالی چه شکلی است. پس بگذارید که شروع کند و شخصاً در مورد زندگی خود تصمیم بگیرد.

راهنمایی:

  • حتی اگر عقاید شما با همدیگر در تضاد کامل باشند، گوش دادن به حرف های همدیگر را ادامه بدهید.
  • کارهایی که باعث ناراحتی شما شده‌اند با کسانی که این کارها را انجام داده‌اند، عوضی نگیرید. بله بارها پیش خواهد آمد که شما از رفتار نوجوانتان احساس ناراحتی، خشم . . .

رابطه ی شما و فرزندتان  در دوران نوجوانی بدتر نمی شود اما در آن تغییراتی ایجاد می گردد. این که شما این تغییرات را چگونه ببینید، زمینه ی سالم یا ناسالم، خوب یا بد را برای خانواده ی شما تدارک می بیند. نوجوان هنوز به شما نیاز دارد، اما نیازش به طرزی دیگر است. رابطه ی پدر، مادر و نوجوان به شرکتی شباهت دارد که در آن شریک بزرگتر(والد) در بسیاری از زمینه ها تجربه ی بیشتری دارد اما مترصد زمانی است که شریک کم سال تر او سرنوشت زندگی خود را به دست گیرد. آن دسته از والدینی که شراکت با نوجوان را یک باخت تلقی می کنند یا با میل نوجوان برای تصمیم گیری مخالفت می ورزند در اصل پی زحمت و ناراحتی می گردند. پدر و مادری که نمی پذیرند فرزندشان بالغ می شود و سعی دارند مثل سال های کودکی با فرزند نوجوانشان روبه رو شوند با مسائلی رو به رو می گردند. اگر اجازه ندهید خود درباره ی لباس، گوش دادن به موسیقی مورد علاقه و زمان انجام تکالیف مدرسه اش تصمیم بگیرد و در فعالیت های فوق برنامه شرکت کند بدانید که او راه های دیگری را برای رسیدن به خواسته های خود خواهد یافت. در واقع به مبارزه طلبیدن نظو . . .

خواب

کودکان از 1/5 سالگی به بعد آمادگی برای جدا سازی محل خوابشان از والدین را دارند، البته توصیه لازم آن است که حتی از بدو تولد، تختخواب کودک جدا و در کنار تختخواب والدینش باشد. اما در هنگام فعالیت جنسی کودک در محل حضور نداشته باشد.

در تعالیم مذهبی ما جداسازی محل خواب کودکان دختر و پسر از یکدیگر سفارش زیاد شده است.

بهتر است لباس خواب کودکان پوشیده باشد و از لباس های غیر کتانی مانند نایلون و لباس های چسبان و یا خشن استفاده نشود. کودکان را به پشت بخوابانند و دستهایشان از پتو و رواندازشان بیرون باشد.

کودکان باید وضعیتی آرام و آسوده قبل از خواب داشته باشند و تشویش فکری و احساس عدم امنیت از آنها گرفته شود. 

مهم است کودکان روابط گرم و صمیمی والدین را شاهد باشند مثلاً والدین با مهربانی و محبت با هم صحبت کنند، با هم چای بنوشند و به همدیگر کمک . . .