enlightenedعوامل موثر بر افزایش هوش کودک

♦ مطالعه‌ها نشان می‌دهند ژن و محیط هر دو سهم فراوانی در افزایش هوش کودک دارند و در این راستا عوامل محیطی را سلامت، تغذیه و تربیت خانوادگی معرفی کرده‌اند. براساس یافته‌های اخیر، حتی اگر ژن‌ها نقش اصلی در میزان ضریب هوشی افراد داشته باشند، هرگز نمی‌توان تاثیر والدین را بر ذهن کودک نادیده گرفت. به خصوص در سال‌های اول زندگی کودک، وقتی مغز هنوز در حال شکل گیری و تکامل است، توجه والدین حتی اگر شرکت در بازی ساده‌ای چون دالی موشک باشد به ایجاد مداربندی‌های مغزی پیچیده و ضروری و تقویت آن برای ارتقای هوش کودک کمک می‌کند.

دوسال اول زندگی؛ دوران طلایی رشد مغز

یک استاد روان‌شناسی کودک، می‌گوید: واقعا لازم است والدین بدانند که چقدر

داده‌هایشان به فرزندان، مهم و سرنوشت‌ساز است و کودک از سنین بسیار پایین و بدو تولد تحت تاثیر‌تربیت والدین قرار می‌گیرد. در عین حال، تحقیقات دانشمندان روی دو گروه شاهد و آزمایشی از کودکان نشان داده است که تجارب و تعالیم دوران کودکی روند رشد و تکامل مغزی را تسریع و تقویت می‌کند. دو سال اول زندگی به نوعی دوره طلایی رشد مغزی کودک است و این زمان دوران ایجاد ارتباط‌های مغزی به حساب می‌آید. در این سن در مغز، بیش از 300 تریلیون ارتباط وجود دارد و در همین زمان سلول‌هایی که هنوز مرتبط نشده‌اند و مورد استفاده قرار نگرفته‌اند غیرقابل استفاده می‌شوند.

 

به چشمان کودک نگاه کنید

چشمان نوزاد در شش هفتگی تا فاصله 5/17 سانتی‌متری متمرکز می‌شود و این دقیقا به‌ اندازه فاصله‌ای است که شما کودک را جلوی خود نگه می‌دارید و به صورت او نگاه می‌کنید. این عمل ارتباط‌های مغزی را به الگویی تشخیصی که با هر بار دیدن تقویت می‌شود، تبدیل می‌کند و به کودک کمک می‌کند در شناخت مفاهیم مشابه و نامتشابه مهارت بهتری کسب کند.

دو سال اول زندگی به نوعی دوره طلایی رشد مغزی کودک است و این زمان دوران ایجاد ارتباط‌های مغزی به حساب می‌آید.

 

با کودک‌تان صحبت کنید

دکتر هوتن لوچ، فوق تخصص روان شناسی کودکان دانشگاه اوهایو معتقد است: فرمان‌های اولیه زبانی برای کودک بسیار مهم هستند زیرا زبان در موفقیت عملکرد ذهنی بسیار اهمیت دارد و هر درک و استنباطی از زبان به ایجاد توانایی کلامی‌و بیان صحیح لغت‌ها کمک می‌کند و این در حالی است که دامنه لغت‌های کودک به طور مستقیم با میزان صحبت والدین طی دو سال اول زندگی او ارتباط دارد.

 

کنجکاوی کودک را تحریک کنید

همگام با رشد جسمانی کودک، قدرت تفکر و اندیشه او نیز در حال رشد و شکوفایی است. او از طریق تجربه وقایع جدید در زندگی دنیا را می‌شناسد و آن را کشف می‌کند. نیازی نیست کنجکاوی را به بچه‌ها آموزش دهیم، بلکه باید وجود سرشار از کنجکاوی‌شان را به صورت هدفمند ارضا کنیم. پدر و مادر با تشویق هر گام کوچک کودک، کمک بزرگی به خلاقیت‌های بزرگ‌تر وی در آینده خواهند کرد.

 

برای اشیا اسم بگذارید

کودکان حتی پیش از آنکه بتوانند صحبت کنند، قادرند بسیاری چیزها (برای مثال اجسام مختلف و رنگ‌ها) را درک کنند. در این سن اگر به او بگویید: عروسک خرسی سفیدت را بیاور. او دقیقا می‌داند این اسم متعلق به کدام اسباب بازی‌اش است. بنابراین یکی دیگر از وظایف والدین نامگذاری انواع رنگ‌ها، اندازه‌ها و شکل‌ها برای تقویت درک کودک است.

 

موفقیت کودک‌تان را جشن بگیرید

وقتی کودک‌تان موفق می‌شود برای اولین بار از فنجان آب بخورد و شما فریاد شادی سر می‌دهید، این عمل شما نه تنها او را خوشحال می‌کند، بلکه ارتباط‌های قشر جلویی مغز و بخش درونی مغز او را که جایگاه احساس‌ها است، تقویت می‌کند. بین 10 تا 18 ماهگی این ارتباط‌های مغزی شکل می‌گیرد.

برای مثال وقتی اولین گام‌های او را تشویق می‌کنید، این عمل باعث خوشحالی او می‌شود و در پی آن جریانی از مواد شیمیایی در مغز او آزاد می‌شود که این چرخه را تقویت می‌کند. در مقابل، هرگونه بی‌توجهی والدین به رفتارهای کودک، موجب تقویت نشدن چرخه ارتباط‌های مغزی او می‌شود و کودک نسبت به انجام کارهای جدید دلسرد می‌شود. در عین حال، دامنه لغت‌های کودک به میزان صحبت والدین طی دو سال اول زندگی او بستگی دارد.

 

فقط پدر و مادر نباشید

هرگز توجه خود را از فرزندان‌تان دریغ نکنید. گرچه توجه والدین در سنین پایین برای کودک بسیار مهم است، اما پیشرفت ذهنی و هوشی او در این سنین به پایان نمی‌رسد. شبکه‌های عصبی به‌خصوص آنها که به احساس‌ها مربوط می‌شوند تا سنین نوجوانی در حال توسعه‌اند. بنابراین با افزایش سن می‌توانید به کتاب خواندن فرزندتان اهمیت بیشتری بدهید، او را در گفت‌وگوهای خانوادگی سهیم کنید، از وی نظر بخواهید، و نیز مشوقی مهربان برایش باشید. علاوه بر اینها، نقش ما به عنوان پدر و مادر تنها به دوران کودکی و نوجوانی محدود نمی‌شود زیرا فرزندان در جوانی و بزرگسالی هم به پشتیبان و راهنما نیاز دارند.

1   تغذیه با شیر مادر

مزایای شیر مادر بارها و بارها گفته شده از جمله پیشگیری از ایجاد عفونتها، افزایش قدرت سیتم ایمنی، و همچنین فراهم نمودن المانهای مهم تغذیه ای و...اما آنچه که بسیار حائز اهمی است تحقیقاتی است که توسط دانشمندان دانمارکی انجام پذیرفته است،دانشمندان اعلام نمودند که کودکانی که به مدت حداقل 9 ماه از شیرمادر تغذیه نموده اند به طور واضحی باهوش تر از کودکانی هستند که به مدت یک ماه و یا کمتر از شیر مادر تغذیه شده اند.

 

 2  بازی های فکری

بازی هایی مانند شطرنج و جدول، معما، ساخت و سازها، و ... سبب تمرین بیشتر مغز شده و در شکل دهی بهتر افکار بچه ها بسیار مهم و موثر هستند.

 

 3 نواختن موسیقی

براساس آخرین تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو کانادا، مشخص گردید که کودکانی که در یادگیری نواختن نوعی ساز، درگیر بوده اند از iq بیشتری نسبت به همسالان خود برخوردار شده اند.

 

 4 ورزش و بازی

انجام ورزش و یا حتی بازی های بچه گانه که سبب شرکت آنها در فضای باز و یک کار گروهی می گردد در افزایش هوشمندی آنها بسیار موثر است در تحقیقاتی که توسط اپن ها غیر انجام شده است، مشخص گردید زنانی که مدیرعامل شرکتهای مهمی بودند 81% در ایام کودکی در بازیهای

تیمی شرکت فعالانه داشته اند.

 

5 بازیهای ویدئویی

شاید تعجب کنید اما دیده شده کودکانی که از این بازیها استفاده کرده اند قدرت خلاقیت و تفکر و برنامه ریزی بهتر و مناسب تری داشته اند. اخیراً در انگلستان بعضی از معلم ها از این بازیها در کلاس درس برای آموزش بهتر دروس استفاده می نمایند.

6  مصرف کمتر غذاهای کم ارزش

مصرف میان وعده ای که از ارزش غذایی کم اما حجم بسیار برخوردارند سبب می گردد تا با پر کردن معده بچه ها مانع از مصرف غذاهای با ارزش و لازم و ضروری گردد لذا سعی کنید میوه و آجیل و... را بیشتر در برنامه غذایی آنها بگنجانید.

 

7   کنجکاویهای طبیعی

سعی کنید فرزندان خود را با محیط اطراف بیشتر آشنا کنید و با بردن آنها به فضاهای طبیعی(کوه، صحرا، باغ وحش، آکواریوم و...)ایجاد انگیزش در زهن کنجکاو آنها نموده و به سوالات بی شمار آنها پاسخ مناسب بدهید.این امر در افزایش هوشمندی کودکتان بسیار موثر است.

 

8  مطالعه

یکی از ارزانترین و قابل دسترس ترین امکاناتی که می توان از آن برای افزایش هوش فرزندتان استفاده نمایید استفاده از کتاب و کتابخوانی است.سعی کنید از همان سنین پایین برای آنها کتاب های عکس دار بخوانید.مطالعه روشی است که قدرت شناخت کودک را بسیار تقویت نموده و در هر سنی به آنها کمک می نماید.

 

9  تقویت روابط اجتماعی

فرزند خود را تشویق کنید تا در جمع قادر به سخن گفتن و یا شعر خواندن گردد،همچنین در سنین بالاتر در شرکت دادن آنها در فعالیتهای اجتماعی،تیمی،و بازیهای گروهی سبب افزایش اعتماد به نفس و نیز هوشمندی آنها گردد.

 

10 خوردن صبحانه

تحقیقات همواره نشان داده است که خوردن صبحانه سبب بهبود حافظه،تمرکز و یادگیری می گردد. لذا کودکانی که از خوردن صبحانه امتناع می کنند خیلی زودتر خسته شده و از یادگیری نیز سرباز می زنند و این در دراز مدت می تواند در هوشیاری آنها تاثیر گذار باشد

 

 

enlightenedمطابق پژوهشی که در هوش کلی آزمودنی‌ها انجام شده، ژن‌های مسئول حدود 24‌درصد تغییرات ذهنی است که در خلال چرخه حیات اتفاق می‌افتد و این امر بدین معناست که محیط نیز نقش بزرگی در شکل‌دهی، حفظ هوش، توانایی ذهن ما و رشد ویژگی‌های فردی ایفا می‌کند. بنابراین می‌توان گفت «محیط» دربرگیرنده طیف وسیعی از آثار بر هوش است. اگر به ذکر عوامل قطعی موثر در رشد هوش بپردازیم باید پنج متغیر مهم را در نظر بگیریم:

 

متغیرهای اجتماعی: محیط فرهنگی این که مردم چگونه زندگی می‌کنند، چه ارزش‌هایی در زندگی دارند، چه کاری انجام می‌دهند، تاثیرات مهمی که بر مهارت‌های هوشی بسط داده‌شده توسط افراد دارند.

 

متغیرهای زیست‌شناختی: هر فردی علاوه بر محیط اجتماعی یک محیط ‌زیست‌شناختی نیز دارد؛ محیطی که با رحم آغاز می‌شود و در طول زندگی ادامه می‌یابد. بسیاری از جنبه‌های این محیط می‌تواند بر رشد ذهنی فرد اثر کند. تعدادی از این عوامل زیست‌شناختی از جمله سوءتغذیه، قرار گرفتن در معرض مواد سمی و‌ محرک‌های تنش‌زای پیش از تولد و پیرامون تولد، حداقل در بعضی موقعیت‌ها منجر به هوش روانسنجی پایین می‌شوند.

 

محیط خانواده: بدون تردید رشد بهنجار کودک نیازمند حداقل سطح مشخصی از مراقبت‌های مسئولانه است. محیط‌های به شدت محروم، همراه با بی‌توجهی، آثار منفی بر بسیاری از جنبه‌های رشد از جمله جنبه‌های عقلانی دارند. به‌عنوان مثال می‌توان به استفاده از تنبیه بدنی اشاره کرد. مطابق یک بررسی کودکانی که تنبیه بدنی می‌شوند بهره هوشی پایین‌تری نسبت به سایر کودکان دارند و این تفاوت به اندازه‌ای بزرگ است که در کشورهایی که تنبیه بدنی مرسوم است منجر به بهره هوشی پایین‌تر در سطح ملی می‌شود. پژوهشگران دو توضیح محتمل را برای رابطه میان تنبیه بدنی و بهره هوشی پایین تبیین می‌کنند. نخست تنبیه‌های بدنی به‌شدت تنش‌زا هستند و می‌توانند برای کودکانی که به‌طور معمول تنبیه بدنی را در طول هفته سه بار یا بیشتر تجربه می‌کنند یا حتی سال‌ها ادامه می‌یابد به محرک‌های تنش‌زای جدی در سنین پایین تبدیل شوند.

 

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که فشار روانی تنبیه بدنی، خود را به شکل افزایش در نشانگان فشار روانی پس آسیبی مانند نگرانی از چیزهای وحشتناکی که در آینده قرار است اتفاق بیفتد یا به آسانی وحشتزده شدن را نشان می‌دهد. این نشانگان با بهره هوشی پایین‌تر مرتبط هستند. تبیین دوم از پیامدهای بزرگ اقتصادی همبستگی میان تنبیه بدنی و بهره هوشی منتج می‌شود. به‌طوری که مطالعات متعدد نشان می‌دهند تولید ناخالص داخلی رابطه نزدیکی با بهره هوشی متوسط ملی دارد. به این ترتیب سطح ملی بالای توسعه اقتصادی زمینه‌ای برای متوسط ملی دارد. به این ترتیب سطح ملی بالای توسعه اقتصادی زمینه‌ای برای آن است که والدین از تنبیه بدنی استفاده نکنند و نیز بهره هوشی در سطح ملی بالاتر رود.

 

انگیزه‌های محیطی: بدیهی است برای این‌که قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات طبیعی دارد و هرقدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک مناسب‌تر باشد، قوای ذهنی کودک رشد بیشتری خواهد داشت. تقریبا همه بررسی‌ها نشان داده‌اند که رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد.

 

روابط عاطفی: بررسی‌های فراوان نشان داده‌اند کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده‌اند اکثرا به اختلالات شخصیتی، ناسازگاری‌های اجتماعی و ناسازگاری‌های عقلی مبتلا شده‌اند. این اختلالات در خانواده‌هایی که به عللی از هم پاشیده شده‌اند یا احیانا روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده، زیاد دیده می‌شود. کودک، والدین را همیشه به صورت سپری علیه مشکلات خود می‌داند و اختلافات خانوادگی، احساس ایمنی و ارضای عاطفی کودک را از بین می‌برد. بنابراین آثار سوءاختلافات خانوادگی بیشتر از خانواده‌های از‌هم‌گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین، احساس حقارت و حس ناامنی شدیدی را در کودک تولید می‌کند.

سلامت نیوز: عوامل قطعی موثر در هوش