نوروفیدبک چیست؟

نوروفیدبک ابزاری است برای کنترل، تغییر و اصلاح امواج مغزی در جهت رسیدن به کاهش علائم بیماری و افزایش سطح سلامت جسمانی و روانی.

در این روش شما در مقابل یک مانیتور می نشینید و الکترودی که روی سر شما قرار دارد امواج مغزی شما را دریافت و به کامپیوتر هدایت می کند .حالا شما با دیدن امواج مغزی خود روی صفحه مانیتور می توانید به تنظیم و کنترل آنها بپردازید و در تمام این مراحل درمانگر در کنار شما نشسته و به شما یاد می دهد که چگونه می توانید این کار را انجام دهید.

درواقع نوروفیدبک شما را قادر به دیدن دنیای درون مغزتان می کند ، به عنوان مثال در صفحه مانیتور شما یک شکل شبیه سازی شده امواج مغزی را به شکل یک بازی می بینید و با نگاه کردن به صفحه مانیتور و بدون استفاده از دست شروع به بازی می کنید. دستگاه الگوهای امواج مغزی شما را پردازش می کند و در صورتیکه این الگوها مناسب باشد شما در بازی به جلو خواهید رفت و در غیر اینصورت شکست می خورید ،به این ترتیب شما یادمیگیرید که مثلا در شرایط اضطراب چگونه می توانید مغز خود را طوری تنظیم کنید که آرامش جایگزین اضطراب شود.

تاریخچه نوروفیدبک:

همه چيز در سال‌هاي دهه 1960 شروع شد. دكتر باري استرمان Barry Sterman، محقق دانشگاه UCLA كاليفرنيا، مشغول به انجام تحقيقاتي درباره فعاليت عصب‌شناختي مرتبط با خواب بود كه در خلال آن موفق به كشف امواج 14 هرتز در EEG مغز گربه‌هاي مورد آزمايش گرديد.

اين امواج با كاهش تنش عضلاني در گربه‌ها ارتباط داشتند و بعدها نام SMR به خود گرفتند. دكتر استرمان و گروهش به تحقيقات خود ادامه دادند تا ببينند كه آيا گربه‌ها در ازاي دريافت پاداش (شير)، توليد امواج SMR در مغز خود را افزايش مي‌دهند يا خير؟ پاسخ مثبت و نتيجه رضايتبخش بود. به دنبال آن دكتر استرمان هدايت تحقيقاتي براي NASA را برعهده گرفت كه در آن به ارزيابي سمي بودن سوخت موشك پرداخت (افرادي كه در معرض سوخت قرار مي‌گرفتند دچار حالات استفراغ، سردرد، افزايش دم‌ و بازدم (هواگيري)، توهم و تشنج مي‌شدند).

دكتر استرمان گربه‌ها را در معرض مقدار زيادي سوخت قرار داد و در آن‌ها حالات استفراغ، سر و صدا، افزايش هواگيري، بزاق‌آوري، حملات تشنجي و مرگ را به دنبال هم مشاهده كرد. اما يك گروه از گربه‌ها واكنش ديگري نشان دادند كه باعث تعجب گروه تحقيق شد. آن‌ها توانستند وقوع حملات را در دوز بيشتري نسبت به دوز قابل تحمل براي گربه‌هاي ديگر متوقف كنند.

گروه با مراجعه به سوابق گربه‌ها دريافتند كه اين گروه از گربه‌ها پيش از اين طي مطالعه خواب، تحت آموزش SMR قرار گرفته بودند. دكتر استرمان تحقيقات خود را روي انسان و در مورد بيماران مبتلا به صرع ادامه داد. او تاكنون مقالات زيادي درباره استفاده از نوروفيدبك نوشته است.

نوروفیدبک چگونه کار می کند؟

در نوروفيدبک سنسورهايي كه الكترود ناميده مي‌شوند بر روي پوست سر بيمار قرار مي‌گيرند. اين سنسورها فعاليت الکتريکي مغز فرد را ثبت و در غالب امواج مغزي (در اغلب موارد به شکل شبيه ‌سازي شده در قالب يک بازي کامپيوتري يا فيلم ويدئويي) به او نشان مي‌دهند. در اين حالت پخش فيلم يا هدايت بازي کامپيوتري بدون استفاده از دست و تنها با امواج مغزي شخص انجام مي‌شود.

به اين شکل فرد با ديدن پيشرفت يا توقف بازي و گرفتن پاداش يا از دست دادن امتياز و يا تغييراتي که در صدا يا پخش فيلم به وجود مي‌آيد، پي به شرايط مطلوب يا نامطلوب امواج مغزي خود برده و سعي مي‌کند تا با هدايت بازي يا فيلم، وضعيت توليد امواج مغزي خود را اصلاح کند (مثلاً اگر قرار است فرد موج آلفاي خود را کاهش دهد بازي در صورتي پيش مي‌رود که موج آلفا از يک حد مشخص شده‌اي کمتر باشد).

نوروفيدبک در واقع يک فرايند آموزشي است که در آن مغز خودتنظيمي را فرا مي‌گيرد. در طول آموزش، فعاليت مغز توسط اداره هشيار و ناهشيار توجه كنترل مي‌شود. يادگيري هشيارانه زماني اتفاق مي‌افتد كه فرد در مي‌يابد كه چطور سيگنال فيدبك به توجه و وضعيت ذهني او ارتباط پيدا مي‌كند.

قسمت عمده يادگيري در سطح ناهشيار اتفاق مي‌افتد، جائيكه مغز تدريجاً مي‌تواند بصورت مستقيم و خودكار سيگنال فيدبك را كنترل كند. مهارت‌هاي جديد كه بصورت آگاهانه و نا آگاهانه بدست آمده‌اند در طول آموزش دروني مي‌شوند و بطور خودكار به فعاليت‌هاي روزانه فرد منتقل مي‌شوند. اين کار درست مانند يادگرفتن رانندگي است. همانطور که رانندگي پس از يادگيري کامل به صورت يک سري اعمال خودکار در مي‌آيد و هيچگاه فراموش نمي‌گردد، مهارت‌هايي نيز که مغز در طي آموزش نوروفيدبک فرا مي‌گيرد ماندگار خواهند بود.

بنابراين نوروفيدبک به مغز کمک مي‌کند تا ياد بگيرد که چطور خودش را تنظيم و نواقص عملکردي خود را برطرف نمايد. لذا هيچ‌گونه دستکاري يا مداخله ماده خارجي وجود ندارد که بخواهد عوارض جانبي داشته باشد يا وابستگي ايجاد کند. با نوروفيدبک ما تنها مهارتهاي جديدي را فرا مي‌گيريم، مهارت‌هايي که ما و مغزمان را بيش از پيش توانمند مي‌سازد.

عوارض جانبی این روش چیست؟

تا به امروز هيچ اثر منفي از نوروفيدبك گزارش نشده است، بلكه تمام اثراتي كه داشته مثبت بوده است. بدترين حالت اين است كه نوروفيدبك نتواند تغييري در علائم بيماري به وجود آورد.

اگر والدین تنها اندکی از پولی را که خرج دارو می کنند برای درمان دراز مدت سرمایه گذاری و با درایت تصمیم گیری کنند از هدر رفتن پول و دلشکستگی خود جلوگیری می کنند.

مزيت‌هاي درمان تكنولوژيك نسبت به دارو درماني:

1. نداشتن عوارض جانبي و اثرات سوء برخي داروها (از جمله اثرات سوء داروها کاهش انعطاف‌پذيري مغز است).

2. داشتن اثرات درماني پايدار .

3. بهبود بيماري در مواردي‌که دارو‌درماني تنها علائم را موقتا از بين مي‌برد، مانند AD/HD.

4. تنظيم کل فعاليت‌هاي مغز.

در حقيقت داروها به عنوان يك ماده خارجي سعي در تنظيم فعاليت‌هاي مغز دارند. بنابراين با قطع آن‌ها، نظم ايجاد شده در مغز نيز از بين مي‌رود و مغز مجدداً براي اينكه تنظيم خود را به دست آورد نيازمند داروست. اين مسئله به عنوان اثر تنظيمي داروها شناخته مي‌شود در حاليكه هدف نوروفيدبك آموزش خودتنظيمي به مغز است و سعي دارد به مغز ياد دهد كه چگونه خود را تنظيم كند.

در نتيجه پس از درمان با نوروفيدبك، مغز با مواجهه با مشكلات جديد و خارج شدن از نظم خود، نيازمند ماده دارويي خارجي نمي‌باشد چرا كه مي‌تواند از طريق فرايند خودتنظيمي، نظم جديد خود را بدست آورد.

«در واقع در دارودرماني به مغز ماهي داده‌ايم، در‌حالي‌كه در نوروفيدبك ماهيگيري ياد داده‌ايم.»

همزمان كردن مصرف دارو با نوروفيدبك نه تنها عوارض بدي ندارد، بلكه باعث مي‌شود تأثير داروها بيشتر شود و پس از مدتي داروها قطع شوند.

فوايد ديگر نوروفيدبك:

از آنجا که نوروفيدبک به تنظيم کارکرد مغز مي‌پردازد، لذا در ارتقاء توانمندي ها و مهارت هاي مختلف ذهني و شناختي مانند بهينه سازي تصميم گيري، افزايش خلاقيت، تقويت حافظه، افزايش تمرکز، کاهش استرس و اضطراب، افزايش هماهنگي جسم و بدن (بويژه در ورزشکاران)، افزايش توانمندي‌هاي هنري از جمله در موسيقي و ... تأثير فوق‌العاده‌اي دارد. امروزه بسياري از شرکت‌ها و سازمان‌هاي معتبر جهاني از جمله ناسا(سازمان علوم فضايي آمريکا) از اين روش و ساير روش‌هاي مبتني بر بيوفيدبک، به منظور بهينه‌سازي عملکرد پرسنل خود استفاده مي‌کنند.

جلسات درمان با نوروفیدبک:

ابتدا شرح حالي از مراجع گرفته مي‌شود. سپس او روي صندلي مخصوص و راحتي مي‌نشيند. 2 الكترود به گوش‌هاي مراجع و يك الكترود به سر او، در جاي مناسب متصل مي‌شود (بنا به تشخيص درمانگر). سپس از بيمار خواسته مي‌شود تا كاملاً آرام باشد و به صفحه كامپيوتري كه در مقابلش قرار دارد نگاه كند.

درمانگر برنامه خاصي براي بيمار در نظر گرفته است كه متناسب با مشكل اوست. (اين برنامه‌ها شبيه بازي كامپيوتري هستند). بيمار كار خاصي انجام نمي‌دهد بلكه مغز اوست كه همه‌ كارها را انجام مي‌دهد. پس از چندين جلسه تمرين و تكرار، مغز تكاليف را مي‌آموزد و خود را با آن‌ها تطبيق مي‌دهد. در پايان جلسه الكترودها از بيمار جدا مي‌شود و تكاليفي براي انجام در منزل به او داده مي‌شود.

به منظور هرچه بهتر بودن نتايج حاصل از درمان و پايداري بيشتر اثرات درماني، تعداد جلسات بايد به حدي باشد كه درمان تكميل شود. مدت معمول جلسات 45 دقيقه است، ممكن است در برخي موارد كمي طولاني‌تر يا كوتاهتر باشد. حداقل 2 تا 3 جلسه در هفته توصيه مي‌شود. اما برگزاري 3 تا 4 جلسه در هفته باعث تسهيل درمان مي‌شود. براي قطع درمان بايد به تدريج فاصله جلسات را زياد كرد.

ابتدا دو هفته يكبار و در صورتي كه بهبودي ادامه پيدا كرد ماهي يك بار. اگر به محض از بين رفتن علائم و نشانه‌هاي بيماري، درمان را قطع كنيم، ممكن است پس از گذشت مدتي مثلاً 3 ماه يا 9 ماه تمامي نشانه‌هاي بيماري برگردند. در اينجاست كه تصور مي‌كنيم نوروفيدبك بي‌تأثير بوده است. اما بايد بدانيم نوروفيدبك در حقيقت نوعي يادگيري است و كاملاً واضح است كه هرچه تكرار و تمرين بيشتر باشد، يادگيري نيز بهتر و بيشتر خواهد بود و آموخته‌ها ديرتر از بين مي‌روند.

 

موارد کاربرد نوروفیدبک در مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی رها:

اضطراب (Anxiety): بسياري از متخصصان، بكارگيري نوروفيدبك به منظور درمان اضطراب را يكي از عمده‌ترين موارد و زمينه‌هاي استفاده از نوروفيدبك مي‌دانند. اكثر آن‌ها معتقدند اضطراب يكي از اولين مواردي بود كه به نوروفيدبك پاسخ داد. نتايج پژوهشي نشان مي‌دهد كه در حدود 90-80% از بيماران اضطرابي با اين روش بهبود يافته‌اند.

کمبود توجه / بیش فعالی (ADHD): بيش از هر زمان ديگري، براي درمان AD/HD از نوروفيدبك استفاده شده است. 85-80% کودکان مبتلا به AD/HD به وسيله نوروفيدبك بهبودي كامل مي‌يابند.

ناتوانی یادگیری (Learning Disability): اين اختلالات در سنين دبستان شايع هستند. در درمان اين اختلالات، نوروفيدبك تحول بزرگي ايجاد كرده است. بدین صورت که با افزایش تمرکز و توجه این کودکان به وسیله این روش، روند درمان تسریع می گردد.

جیم رابینز، نویسنده کتاب "سمفونی مغز"، که بهترین کتاب درباره عصب درمانی بوده، نوشته است:

((سوال اصلی در روش نوروفیدبک در مورد موثر بودن آن نیست، بلکه چرا این روش این چنین موثر است و چرا افراد کمی از آن استفاده می کنند.))