اختلال وسواسی- اجباری چیست؟

در واژگان روان پزشکی، وسواس، عقاید، افکار، نکانه ها، یا تصوراتی که تکرار شونده و بادوام اند و می توان گفت که حداقل در ابتدا، تجربه ای مزاحم هستند. اجبارها، رفتارهایی تکرار شونده، هدفمند و ارادی که در پاسخ به یک فکر وسواسی یا بر اساس قواعد خاص و به صورتی کلیشه ای انجام می پذیرند. این رفتارها برای خنثی ساختن یا پیش گیری از ناراحتی یا وضعیت یا حادثه ای ترسناک انجام می شوند، اگر چه این فعالیت، روش واقعی خنثی سازی یا پیش گیری نیست و می توان گفت که به وضوح افراطی است و در اکثر اوقات نیز شخص به افراطی و نامعقول بودن آن واقف است. اجبارها که شایع ترین آنها، شستن و وارسی کردن می باشد، رفتارهایی هستند که شما در انجام آنها احساس اجبار و فشار می کنید.

علت اختلال وسواسی- اجباری چیست؟

اختلال وسواسی- اجباری تا اندازه ای از طریق وراثت منتقل می شود. البته به طور یقین عوامل دیگری نیز در بروز این اختلال سهم دارند. سروتونین یکی از انتقال دهنده های عصبی است و ما می دانیم که تمامی داروهایی که در درمان اختلال وسواسی- اجباری مؤثرند، موجب تغییر در سطح سروتونین مغز می شوند.

شیوع

معمولاً اختلال وسواسی- اجباری در سنین اواخر نوجوانی یا اولیل جوانی بیشتر در 25 سالگی و اغلب طی دوره ای پراسترس آغاز می شود.

اشکال مختلف اختلال وسواسی- اجباری چیست؟

شایع ترین نوع علائم اختلال وسواسی- اجباری، ترس از آلودگی و آداب تمیز کردن است که ممکن است به تنهایی یا همراه با علائم دیگر بروز کند. پس از این ها، آداب وارسی کردن شایع ترین علامت است که بیماران فکر می کنند دچار خطا شده اند و برای حصول اطمینان مکرراً به وارسی کردن عملکردشان می پردازند. این علائم نیز ممکن است به تنهایی یا همراه  دیگر آداب بروز کنند. از دیگر مشکلات مربوط به اختلال وسواسی- اجباری که از شیوع کمتری برخوردار است می توان به این موارد اشاره کرد: ترس ها و آداب خورافی، حرکات تکراری، کندی وسواس گونه و وسواس های خالص که به خودی خود می توانند مسأله ی مهمی برای فرد مبتلا باشند.

ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR در تشخیص اختلال وسواسی- اجباری

- وجود فکر وسواسی یا عمل وسواسی که برای شخص ،مزاحم و نامتناسب شمرده می شوند و اضطراب و ناراحتی بارز بوجود می آورند. یا افکار، تکانه ها و تصاویر ذهنی فقط نگرانی ساده در مورد مسائل زندگی واقعی نمی باشند. شخص می کوشد این افکار یا تکانه ها را نادیده گرفته یا از ذهن خود کنار بزند یا آنها را با عمل یا فکری دیگر خنثی نماید. شخص واقف است که افکر، تکنه ها یا تصاویر ذهنی وسواسی حاصل ذهن خود او هستند.

-اعمال وسواسی مانند شستن دست ها یا منظم کردن و وارسی و اعمال ذهنی تکراری مانند دعا و شمارش در پاسخ به افکار وسواسی یا مطابقت با اصولی که فرد ناگزیر از انجام دقیق آنها می باشد. رفتارها یا اعمال ذهنی برای خنثی سازی یا پیشگیری از ناراحتی یا وقوع یک اتفاق یا رویداد ترسناک طرح ریزی می شود، لذا این رفتارها یا اعمال ذهنی رابطه ای واقع گرایانه با آنچه قرار است خنثی یا پیشگیری شود ندارند یا آشکارا افراطی هستند.

- زمانی در طول اختلال، شخص به افراطی یا غیر منطقی بودن افکار و اعمال وسواسی وقوف پیدا کرده است.

-اگر یک اختلال محور I وجود داشته باشد، محتوی افکار و اعمال وسواسی محدود به آن نیست( مثل اشتغال ذهتی با غذا  در اختلال خوردن، کندن مو در تریکوتیلومانیا، نگرانی در مورد ظاهر در اختلال بدریختی بدن ، اشتغال ذهنی با داروها در اختلال مصرف مواد، اشتغال ذهنی با ابتلاء به یک بیماری جدی در خود بیمار انگاری یا نشخوار ذهنی با احساس گناه در صورت وجود اختلال افسردگی اساسی).

- ناشی از تأثیر مستقیم یک ماده یا یک اختلال طبی عمومی نمی باشد.

درمان اختلال وسواسی- اجباری

رفتار درمانی

رفتار درمانی شکلی از روان درمانی است که در آن با استفاده از اصول یادگیری به بیماران کمک می کنند تا مشکلات خود را تغییر دهند. در رفتار درمانی به طور مستقیم به بیماران نحوه ی تصحیح مشکلاتشان را آموزش می دهند.

مواجهه و جلوگیری از پاسخ یکی از شیوه های رفتار درمانی است که برای درمان وسواس به کار می رود. مواجهه، روبه رو شدن با موقعیتی است که بیمار از آن می ترسد و جلو گیری از پاسخ، ممانعت از انجام اجبارهایی است که پس از آن می آید.

اصول مواجهه و جلوگیری از پاسخ در اختلال وسواسی- اجباری را می توان به سادگی این گونه بیان کرد:

1- تا آن جا که می توانید با چیزهایی که باعث ترستان می شود روبه رو شوید.

2- اگر احساس اجبار می کنید که از چیزی اجتناب کنید، این کار را انجام ندهید.

3- اگر احساس اجبار می کنید که به آدابی بپردازید که احساس بهتری را در شما برمی انگیزد، از آن اجتناب ورزید.

4- گام های 1، 2 و 3 را هر روز تا زمانی که برایتان امکان پذیر باشد ادامه دهید.

رفتار درمانی چه مدت طول می کشد؟

اکثر بیماران می خواهند بدانند که رفتار درمانی چه مدت به طول می انجامد ؟ این بستگی به مقدار تمرین مواجهه و جلوگیری از پاسخ و طول مدت بیماری و شدت علائم اخلال وسواسی- اجباری دارد. بیمارانی که انگیزه ی کمتری دارند، ممکن است مدت زمان طولانی تری تحت درمان باقی بمانند و پیشرفت کمتری بکنند. مهم ترین مسأله میزان اشتیاق آنان به انجام مواجهه و جلوگیری از پاسخ است.

درمان دارویی اختلال وسواسی- اجباری

تمامی داروهای جدید بر سروتونین که یک انتقال دهنده ی عصبی مغز است اثر می گذارند. علائم افسردگی که اکثراً همراه با اختلال وسواسی-اجباری وجود دارد نیز به داروهای ضد افسردگی فاقد اثر سروترنرژیک پاسخ نمی دهد. نقش مهم سروتونین در اختلال وسواسی- اجباری داروهای مهار کننده انتخابی بازجذب سروتونین را درمان بالقوه ی این بیماری کرده است. این داروها که فاقد آثار مهمی روی سایر واسطه های شیمیایی هستند، درمان مؤثری را برای اختلال وسواسی- اجباری فراهم نموده و به خوبی توسط بیماران تحمل و پذیرفته می شوند. نتایج مستمر ومثبت به دست آمده از مهار کننده های اختصاصی بازجذب سروتونین، حمایت کننده ی این نگرش است که شاید سایر داروها با آثار فارماکولوژیک مشابه نیز کاندیدای خوبی برای اختلال وسواسی- اجباری باشند.

شناخت درمانی

شناخت درمانی در ابتدا توسط آرون تی بک(1976) مطرح گردید. او عقیده داشت که اعمال اجباری تلاشی از طرف بیمار برای غلبه بر شک و تردیدهای افراطی است. اضطراب، ناشی از خود فکر وسواسی نیست بلکه ناشی از پی آمدهای آن فکر است. هم چنین نشان داده شده که یک فکر مزاحم طبیعی نیز در صورتی که شخص تصور کند آن فکر ممکن است خطری به وجود آورد، و خود را در مقابا آن خطر احتمالی مسئول بداند، می تواند تبدیل به یک فکر وسواسی شود. اینجاست که اضطراب به وجود می آید و رفتارهای خنثی ساز یرای کاهش این اضطراب شکل می گیرد.

شناخت درمانی ، سعی در تغییر دادن افکار و باورها، یعنی روشی که بیمار وقایع را با آن درک می کند، دارد. به بیماران آموزش داده می شود تا با افکار ناکارآمد مبارزه کرده و آن ها را با افکار دیگری جایگزین کنند. اغلب از توصیه های رفتاری برای آزمایش اعتبار افکاری که ناکارآمد تشخیص داده شده اند و کمک به روند جایگزینی استفاده می گردد. هدف اصلی در شناخت درمانی اختلال وسواسی- اجباری، اصلاح ارزیابی های غیر واقعی بیمار از خطرات است. بیماران احتمال بروز و همین طور پی آمدهای خطر را بیشتر از آن چه واقعاً هست تخمین می زنند و در مقابل آن احساس مسئولیتی افراطی دارند. آنان تشویق می شوند که ارزیابی خودشان از خطر مورد آزمون قرار دهند و میزان احتمال واقعیرخ دادن وقایع ترسناک را بفهمند.

ترکیب درمان های رفتاری و دارویی

نتیجه بخش بودن درمان های شناختی رفتاری مستلزم وجود سطح بالایی از انگیزه و تعهد در بیمار است. شدید بودن بیماری به خودی خود انگیزه ی بیمار را کاهش می دهد و به همین دلیل است که معمولاً بیماران با اختلال خفیف تر از رفتار درمانی سود بیشتری می برند. با توجه به مطالعاتی که اثر بخشی ادغام دو شیوه ی درمانی را مورد بررسی قرار داده اند، به این نتیجه می رسیم که، این دو شیوه ی درمانی اثرات مکمل شونده دارند.

منبع: مونتگمری، استوارت و زوهر، جوزف.(1382). وسواس( شناخت و درمان).

بائر، لی.(1383). غلبه بر وسواس.