احتمالاً درباره ی دعواهای دار و دسته ی نوجوانان، بزهکاری جوانان، رفتار تبهکارانه و مصزف مواد مخدر مطالبی را خوانده یا شنیده اید. بسیاری از جوانان درگیر در این فعالیت های تبهکارانه به اختلال سلوک مبتلا هستند، اختلالی که با تجاوز مکرر و مستمر به حقوق دیگران مشخص می شود.

افراد مبتلا به اختلال سلوک، حقوق دیگران و هنجارها یا قوانین جامعه را نقص می کنند. از جمله رفتارهای بزهکارانه ی آنها دزدی، مدرسه گریزی، فرار کردن از خانه، دروغگویی، آتش افروزی، سرفت، کیف زنی، بدرفتاری جسمانی با انسانها و حیوانات و تجاوز جنسی است. این افراد که خیلی از آنها به سوء مصرف دارو و الکل نیز دچار هستند، به تنهایی یا در گروه ها عمل می کنند. وقتی که این افراد دستگیر می شوند، گناه خود را انکار می کنند، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند و درباره ی پیامدهای اعمالشان احساس ندامت نمی کنند.

 

متخصصان بالینی، اختلال سلوک با شروع کودک را از اختلال سلوک با شروع نوجوانی متمایز می کنند. اختلال سلوک در برنامه های سرپایی و بستری ویژه ی کودکان از سایر اختلال ها بیشتر تشخیص داده شده است به طوری که میزان شیوع آن در پسرها بیشتر از دخترهاست( انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000). اختلال سوک درجات مختلفی دارد، به طوری که موارد جدی تر، دستگیری و رفتار بزهکارانه ی پایدار را شامل می شوند. تداوم اختلال سلوک در اوایل تا اواسط نوجوانی خیلی بالاست. به طوری که در یک تحقیق طولی 4 ساله معلوم شد، تقریباً 90 درصد پسرهایی که در ابتدای تحقیق مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده شده بودند، حداقل یک بار در سه سال بعد، باز هم ملاک های این اختلال را برآورد کردند( لاهی و همکاران، 1995).

 

برگرفته از کتاب آسیب شناسی روانی از ریچارد پی.هالجین و سوزان کراس ویتبورن، ترجمه ی یحیی سید محمدی، نشر روان.